مناسب ‌ترين راه براي پيروزي رفسنجاني

 

تشكيل جبهه ائتلافي اصلاح طلبان در مدت زمان كوتاه باقي مانده تا مرحله‌ي دوم انتخابات، مناسبت‌ترين راه براي پيروزي رفسنجاني است.
اسماعيل گرامي‌مقدم، سخنگوي ستاد انتخاباتي كروبي در گفت‌وگو با ايسنا، ضمن بيان مطلب فوق درباره‌ي مرحله‌ي دوم انتخابات رياست جمهوري گفت: دخالت‌ سازمان دهي شده كه قبلاً هم وجود داشته، پيروزي اقتدارگرايان در مرحله‌ي دوم انتخابات رياست جمهوري را در پي خواهد داشت.
وي با بيان اينكه اين پيروزي براي جايگاه و شخصيت آقاي هاشمي بسيار نگران كننده است. گفت: در صورتي كه آقاي هاشمي با راي پايين در اين انتخابات راي بياورد، كار كردن با مجلس كه اكثريت آن به دست محافظه كاران است، كار بسيار مشكلي خواهد بود.
وي ابراز داشت: با توجه به اينكه آقاي كروبي در 11 استان راي اول و برخي ديگر راي دوم يا سوم را به خود اختصاص داده مي‌تواند، دفاع از جبهه جمهوريت را بر عهده گيرد و با تشكيل جبهه ائتلافي اصلاح طلبان جايگاه مناسبي براي كسب آراي مناسب و بالا براي رياست جمهوري ايجاد كند.
سخنگوي ستاد انتخاباتي كروبي همچنين اعلام كرد: كروبي شكايت خود را تا آخر وقت امروز به شوراي نگهبان ارائه خواهد كرد.
عضو كميسيون صنايع و معاون مجلس شوراي اسلامي همچنين درباره انتخاب هيات رييسه اين كميسيون گفت: تنها رييس كميسيون اصلاح طلب مجلس هفتم كه رياست كميسيون صنايع و معادن را در دست داشت در يك كودتاي سفيد بركنار كرد و در واقع محافظه‌كاران اين كميسيون را نيز در دست خود گرفتند.

دیدگاه ...

 
عجیب روزگاری است ، شکاف میان جناح های گرداننده کشور آنقدر عمیق است که به سمت فاجعه ای ملی پیش میرویم دیر یا زود این شکاف که با علایم بسیاری تا کنون نمود داشته است باعث برپایی جنگ داخلی خواهد شد.

کارشکنی های فراوان در دو دوره دولت خاتمی ، عدم همگونی مجلس هفتم با دولت ، مداخله های بی جای شورای نگهبان ، عدم رعایت بندهای قانون اساسی ، نادیده گرفتن مردم و حقوق آنها به طور گسترده همه و همه از عواملی است که به هرج و مرج سیاسی دامن میزند و در این میان فقط و فقط مردم هستند که آسیبهای فراوان احتماعی و فرهنگی متوجه آنهاست.

انتخابات اخیر هم نمونه بارزی از تخلفات سازمان یافته و نمود شاخص مبارزه با اصلاحات بود هرچند تفاوت آرا در نتایج وزارت کشور و شورای نگهبان دال بر این مدعاست که جناح محافظه کار با تمسک به هر مستمسکی سعی در حفظ قدرت دارد و با یقین به عدم داشتن جایگاهی هرچند ناچیز در بین توده مردم با ایجاد محیط خفقان به این خواسته جامه عمل میپوشاند.

هنوز مشخص نیست که چه عاملی باعث شد ناگهان یکی از کاندیدا ها به طور غیر قابل باوری به آرای میلیونی دست یابد. چهره ای که نه تنها مانند دیگران شناخته شده نبود که شاید حتی در جاهایی هم که شناخته شده است به عنوان اصول گرایی به شدت تندرو  مطرح بود.

تاریخ نشان داده است که همیشه تمدید شدن زمان انتخابات را میتوان با وقت تلف شده در فوتبال قیاس کرد که حریف با تمام تلاش جبران مافات می نماید حال به هر شکلی که بشود ، شاید رسیدن صندوقهایی که هنوز نرسیده اند و غیره و غیره...

از زمان مشروطیت وضع به همین منوال بوده و خواهد بود حتی این وضعیت در سال ۷۶ نیز به وقوع پیوست اما آنزمان قاطعیت مردم و رای چند ده میلیونی آنها جا برای اجرای توطئه باقی نگذاشت و دور بعد هم باز آرای قاطع مردم باعث شد که جناح محافظه کار در پشت صحنه خود را آماده کند. با مجلس هفتم آرام آرام وضعیت تغییر کرد و کارشکنی های فراوان در ماههای آخر دولت خاتمی شدت گرفت.

این بار نیز مردم می بایست با شناخت و دید سیاسی قوی در انتخابات تصمیم گیری نمایند ، تحت تاثیر عوامل آشوبگر خارجی که آنها نیز سنگ خود را به سینه میزنند و وعده های پوچ قرار نگیرند و قاطعانه برای ادامه روند اصلاحات به شکل جدید و قوی تر از قبل به پای صندوق بروند اما بس افسوس این امر محقق نشد و فرصتی مناسب دست داد تا برخی جهت گیری ها سلامت انتخابات را هدف قرار دادند. واقعا هرکس مي تواند به روشني اثر اين دخالت سازماندهي شده را در نتيجه انتخابات ببيند هر چند این امر علیرغم تذکرات خاتمی و وزارت کشور باز هم به وقوع پیوست .

حال در این شرایط لازمه اثبات این مدعا که مردم باید سرنوشت خود را تعیین کنند این است که آگاهانه حداقل پس از این به اصطلاح آچمزی که اتفاق افتاد عمیقا و با تفکر ، آینده کشور را از خطر استبداد و نادیده گرفته شدن مسلم دموکراسی و حقوق اجتماعی ایرانیان برهانند.

یکی از کاندیدا ها که خود ، خود را معرفی کرد و اهداف و نظرات خود را به گونه ای بسیار واضح بیان کردکه در ذیل آمده است ( نقل از روزنامه شرق) http://www.sharghnewspaper.com/840331/html/online.htm#s246051

اما آن دیگری نیز خود دیرآشنا ست در کنار همه ایراداتی که بر او وارد است اما شخصیتی است با دید سیاسی باز و قدرتمند و بانفوذ که سابقه ۸ سال ریاست جمهوری او  موید این مطلب است. به عقیده یکی از وکلای دادگستری جريان اصلاحات در ايران يك خصلت عميق اجتماعى دارد و براى رشد و پيشرفت به دريچه هايى كه باعث تنفس شود نياز دارد. لذا هر گزينه اى كه منجر به بستن دريچه ها شود، گزينه مردودى است ولى حضور هاشمى رفسنجانى مى تواند دريچه ها را براى تنفس جريان اصلاحات باز كند. بايد به وی و استمرار جريان اصلاحات راى داد. به عقیده برخی صاحب نظران در صورتي که هاشمي با راي پايين در اين انتخابات راي بياورد، كار كردن با مجلس كه اكثريت آن به دست محافظه كاران است، كار بسيار مشكلي خواهد بود.

در این میان این ما هستیم که باید انتخاب نمائیم. امیدوارم واقعا با دلسوزی و احساس مسئولیت و تفکر بتوانیم انتخاب درستی داشته باشیم.

بيانيه هاشمى رفسنجانى ...


 
۲۹ خرداد ۱۳۸۴
 
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
حضور پرشكوه شما مردم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى و اعتمادى كه به اينجانب به عنوان يكى از نامزدهاى مرحله اول ابراز داشتيد، مايه تشكر و سپاس بوده و ديگر بار مرا رهين راى و نظر خويش قرار داديد. به عنوان يكى از خدمتگزاران نظام و يكى از نامزد هاى اين انتخابات بر خويش مى بالم كه در سرزمينى زندگى مى كنيم كه مردمش با حضور به موقع در صحنه هاى سرنوشت ساز، در عين صداقت و صميميت، هوشيار ترين، مومن ترين و سياسى ترين مردم جهانند. مشاركت گسترده شما در اين انتخابات مهر تائيدى بود بر ميل فراگير ملتى كه براى صلاح و اصلاح هميشه آماده است و مى كوشد تا در مسير انقلاب و نظام، هويت دينى و ملى ايران، استوار و پابرجا بماند. در اين ميان، البته آنچه ضرورت داشت كه همپاى اين مشاركت همگانى در نظر گرفته شود، رعايت حسن سلوك انتخاباتى و ادب تبليغاتى بود كه متاسفانه به دليل پاره اى اقدامات و البته دخالت هاى سازمان يافته، منظره باشكوه و اميد بخش انتخابات را آلوده كرد. حضور شكوهمند ملت، اين بار از ناحيه كج سليقگى ها و بد دلى هاى برنامه ريزى شده به رنج افتاد و طى رقابت هاى انتخاباتى از طريق تخريب نامزد ها و زير سئوال بردن غير منصفانه عملكرد هاى انقلاب اسلامى و مديران كشور آغاز شد و در متن برگزارى انتخابات به برخى دخالت هاى سازمان يافته در هدايت آرا انجاميد و معلوم نيست اين رويه ناصواب اگر نهادينه شود، ره به كجا خواهد برد.در همين جا بنا به ضرورت حفظ حرمت آراى مردم، از مسئولان ذير بط مى خواهم كه در اسرع وقت نسبت به احقاق حق و بررسى به اعتراضات و شكايات، اقدام قاطعانه و عادلانه نمايند و به شكايات برادرم جناب آقاى كروبى در مورد انتخابات بعضى از شهرستان ها رسيدگى شود.اينجانب از آغاز بنا به تكليف دينى و ملى، در عرصه انتخابات رياست جمهورى حضور يافتم و اينك در مرحله دوم انتخابات، يادآورى نكاتى را ضرورى مى دانم:
۱- انقلاب و نظام اسلامى، امروز در برابر گذرگاهى دشوار از تهديد  هاى داخل و خارج ماجراجويى ها قرار گرفته است كه حيات شرافتمندانه مسلمان ايرانى و حتى حريم آيين مقدس اسلام را تهديد مى كند.
 
۲- از شما يارى مى جويم تا با تداوم حضور موثر خويش در مرحله دوم انتخابات مشاركتى گسترده را رقم زنيد تا از گسترش افراط و تفريط جلوگيرى شود.
 
۳- راى شما در مرحله نخست و پراكندگى محسوس آراى نامزد هاى محترم، نشان داد كه ملت ايران معتقد است با سليقه سياسى واحد، نمى توان كشور را اداره كرد. ايجاد ائتلافى ملى و برقرارى آشتى فراگير براى تاسيس دولت، هم  اكنون يك ضرورت گريزناپذير است و در اين ائتلاف همه معتقدان به اسلام، انقلاب، نظام و آزادى و استقلال مى توانند حضور يابند. ايران اسلامى راهى جز اتحاد و اعتدال و تكيه بر اسلام و مردم، به خصوص روحانيت و نيروهاى مومن و فداكار و به خصوص خانواده هاى معزز شهدا، جانبازان، مفقودان و آزادگان و اجراى كامل قانون اساسى ندارد. در پناه اين ارزش ها است كه ارزش هاى متعالى  ديگر، به خصوص عدالت اجتماعى و خدمت به محرومان و مستضعفان و رشد و توسعه اقتصادى و سياسى ايران، به دست خواهد آمد.
 
۴- آنچه كه امروز بيش از هر چيز ديگر براى استحكام نظام كار ايى دارد، همان اسلام نابى است كه مفسر آن امام راحل هستند و نه افكار متحجر و اعمال رياكارانه. امروز ريا و تحجر از يك سو سمى مهلك و مانع جدى در راه توسعه كشور و سعادت جامعه است و از سويى ديگر آتشى است بنيان سوز كه معارف مترقى و آسمانى اسلام و قرآن را خاكستر مى كند. متأسفانه همان تفكرى كه در دوران مبارزه در مقابل امام(ره) و همراهان ايستادگى مى كرد و امام(ره) را مسئول خون هاى ريخته  شده در راه انقلاب معرفى مى نمود، امروز پوستين اسلام را وارونه پوشيده و رياكارانه به فريبكارى مشغول است و اصرار دارد كه افكار معيوب خود را به جاى معارف اصيل اسلام به ديگران تحميل كند. تفكرى كه حاميان امروزى آن به  رغم اعلام و دستور صريح رهبر معظم انقلاب مبنى بر تحريم تخريب ديگران در مبارزات انتخاباتى، ميليارد ها تومان از بيت المال را صرف تهيه و نشر تهمت ها و اهانت ها و دروغ هاى خطرناك مى كنند كه تاكنون ده ها ميليون شبنامه منتشر كرده و هنوز هم دست بردار نيستند. تأسف بارتر اينكه ايجاد تفرقه ميان نيرو هاى وفادار به انقلاب را در دستور كار خود قرار داده و فراموش كرده اند كه يكى از عوامل پيروزى و تداوم انقلاب، همدلى و همراهى اين نيرو ها، بخصوص در حوزه و دانشگاه بوده و خواهد بود. و اسف بارتر اينكه آگاهانه يا ناآگاهانه ايجاد تفرقه بين اركان نظام را با جديت پيگيرى مى كنند و با كوفتن بر طبل فتنه و تفرقه، راه نفوذ دشمنان انقلاب را باز مى كنند.
 
۵ - در مرحله نخست انتخابات، حضور مردم حماسه اى عظيم را رقم زد و اگر اشكالاتى بروز كرد، غفلت مديريت و نظارت بود كه در نتيجه شاهد برخى تخلف ها از جمله تخريب هاى زننده و دخالت هاى نارواى سازماندهى شده بوديم.
 
۶- شايسته است از نامزد هاى ديگر قدردانى كنم كه با حضور خويش باعث گرم شدن فضاى انتخابات شدند و اميدوارم همان گونه كه در گذشته از همكاران من بوده اند، در آينده نيز از همراهى شان بهره مند شوم.
 
۷- هدف هاى حضورم در عرصه انتخابات، كمك به مشاركت حداكثرى مردم و بالا بردن پشتوانه راى رئيس جمهور و كم كردن تنش ها و چالش ها بود كه اولى به خوبى به دست آمد و هدف دوم تاكنون محقق نشده و اميد رسيدن به آن و نيز تحصيل هدف سوم را از دست نداده ام.
 
۸- برنامه اينجانب همان ميثاق جديد با مردم است كه در ۱۴ فصل، تنظيم و منتشر شده و در آن ميثاق به چند مورد اولويت ويژه داده شده است:
الف- فقرزدايى و عدالت اجتماعى كه ارتقاى سطح معاش اقشار زير خط فقر و مناطق محروم و روستاها را هدف گرفته و شامل تامين مسكن، غذا، تحصيل، درمان و بيمه بيكارى و نيز ارتقاى سطح معيشت كارمندان و كارگران شريف كشور است كه در قالب نظام تامين اجتماعى جامع تحقق خواهد يافت.
ب- تامين آزادى هاى سياسى و اجتماعى و توجه به حقوق زنان و تحصيل، شغل، ازدواج و نشاط جوانان در چارچوب نظام اسلامى و قانون اساسى.
ج- ايجاد اشتغال و مبارزه با تورم از طريق تامين سرمايه و امنيت شغلى نيروى كار و رونق اقتصادى.
د- گشودن راهى نو در تعامل جهانى به منظور كم كردن مشكلات و بهره گيرى بيشتر از امكانات خارج از دسترسى كشور و دسترسى به فضايى مناسب براى معرفى ارزش هاى والاى اسلام، ايران و انقلاب و تحكيم صلح و امنيت در منطقه براى اعتلاى كشور هاى اسلامى و مطلوب نمودن فضاى همكارى.مطمئناً بااتكا به مدد الهى، پشتيبانى شما مردم آگاه و غيور و همكارى نيرو هاى كشور رسيدن به اهداف اين ميثاق كار سختى نيست و راهكار مشخص را همان شعار همه با هم كار براى سربلندى ايران اسلامى مى دانم كه مضمون آن انسجام ملى، فرهنگ كار و اعتلاى ايران اسلامى است.

بيانيه دکتر معیین پس از برگزاری انتخابات

ملت عزيز و بزرگوار ايران !
اکنون که انتخابات دور نهم رياست جمهوري به انجام رسيده است ، وظيفة خود مي دانم از حضور گستردة همة هم ميهنان ارجمند و ورود فعال بخش عمده اي از نخبگان کشور به روند مشارکت در انتخابات و دفاع از دموکراسي و حقوق اساسي ملت ، صميمانه قدرداني مي کنم .
در طول ماهها و هفته ها و روزهاي اخير ، همة آنان که چشم به فرصت پيشرفت و توسعة ايران و دل در گرو آرمانهاي انقلاب اسلامي دارند ، براي رفع تهديدهاي ملي و بين المللي تلاش فراوان کردند تا راه برگزاري انتخاباتي آزاد ، عادلانه و سالم گشوده شود . من نيز در حد توان خود کوشيدم در کنار احزاب و گروههاي سياسي و مدني همفکر و آحاد شهروندان عزيز به ويژه جوانان برومند ايران زمين اين راه را بپيمايم . ترديد ندارم که جامعة ما براي بازسازي اعتماد ملي و تجديد اميد اجتماعي تجربه هاي جديدي در اعتماد به افکار عمومي و پرهيز از داد و ستدهاي سياسي ، با ايستادگي در برابر اوامر و دخالت هاي غير قانوني و با دفاع از حقوق شهروندان و گروههاي محذوف جامعه آموخت . آنچه جامعه در روند انتخابات به آن دست يافت و آنچه از آن در نهايت محروم ماند ، پديده اي بسيار مهم است که چون گذشته بايد در پرتو خرد جمعي و کار جمعي مورد ارزيابي و نقد قرار گيرد و سرماية اجتماعي که در اين روند بدست آمده است ، محرکة اقدامات آينده شود .

تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشر در جهت توانمندسازي شهروندان و دفاع از حقوق فعالان سياسي ، احزاب و گروهها و نهادهاي مدني و تسريع فرايند دموکراسي و تقويت وحدت و امنيت ملي بخشي از اين سرمايه اجتماعي است ، چنانکه جذب و سازماندهي نيروهاي جوان و فرهيخته اي که در سراسر کشور بي هيچ ادعا وچشمداشتي با کمترين امکانات پا به عرصه انتخابات نهادند ، بخش ديگري از ضرورتهاي پيش روست . من به اين مسايل به تدريج و در قالب همان ساز و کارهاي جمعي که به آن پايبند بوده ام ، خواهم پرداخت ، اما آنچه امروز به آن مي پردازم هشدار و ضرورت ديگري است .
ملت آگاه ايران !
اکنون نتايج انتخابات رياست جمهوري اعلام شده است . به رغم هشدارها و اعلام خطرهايي که از سوي رياست محترم جمهوري و وزارت محترم کشور و نيز احزاب و گروههاي سياسي داده شد ، جهت گيري خاص و سازمان يافته اي سلامت اين انتخابات را هدف قرار داد . در روزهاي پاياني انتخابات به ناگاه اراده اي قاهر براي پيروزي يک کانديداي خاص و حذف کانديداهاي ديگر به ميدان آمد و باب سازماندهي برخي نهادهاي نظامي و حمايت دستگاه نظارتي انتخابات را گشود تا حقوق مسلم نامزدهاي ديگر را در انتخابات مورد هدف قرار دهد . امروز هرکس مي تواند به روشني اثر اين دخالت سازماندهي شده را در نتيجة انتخابات ببيند .

من اعلام مي کنم آنچه به وقوع پيوست ، اقدامي غيرقانوني براي محروم کردن يک کانديدا از حق خود و بر کشيدن کانديدايي ديگر بود.
من اعلام مي کنم با اين اقدام زنگ خطر براي دموکراسي نوپاي ما به صدا درآمده است.
هوشيار باشيم که اين قبيل تلاشهاي پيچيده و خزنده نهايتاً در اين کشور سر از نظامي گري ، اقتدار گرايي و خفقان سياسي اجتماعي در خواهد آورد . اين روند تهديدي براي جامعة مدني و انسداد راه اصلاحات است.
مردم بزرگوار ايران !
خطر فاشيسم و از ميان رفتن نقش مردم و خطر حذف جمهوريت را با هر نام و سازمان ديگر جدي بگيريم .
من هشدار مي دهم که اقدام هايي از اين دست نه تنها ساخت انتخابات آزاد و عادلانه بلکه سلامت آن را از اين پس زير سؤال برده است . باور کنيم اين انحراف ساختاري به مراتب زيان بار تر از خطر تخلف ، تقلب و خدشه درانتخابات است.
من هشدار مي دهم که اين دخالت سازمان يافته نظامي و نظارتي تبعاتي دارد فراتر از تضييع حق کساني که به من و امثال من رأي داده اند. اعلام مي کنم اين تهديدي است براي رأي مردم و انتخابات آزاد وبيشتر از آن تهديدي است براي منافع ملي ايران و اعتلاي نظام جمهوري اسلامي.
آنانکه به جاي تکيه بر قدرت دموکراتيک مردم دراين انتخابات برسازماندهي يک شبه نظامي و استفاده از شبکه نظارتي جهت دار و گسترده تکيه کردند و بهانه به دشمنان واقعي دمکراسي در ايران و جهان دادند ، خود بايد پاسخگو باشند.
من چون گذشته تنها شکوه به خداوند خواهم برد و با شما مردم سخن خواهم گفت.
من در اين مدت از لطف خداوند و انفجار عواطف انساني در همه جاي کشور بهره هاي فراوان برده ام ، از اين پس هم به اين دو متکي خواهم بود.
"و عسي ان تکرهوا شيئاً و هو خير لکم و عسي ان تحبوا شيئاً و هو شر لکم و الله يعلم و انتم لا يعلمون" (بقره216 )

خدمتگذار کوچک مردم
دکترمصطفي معين
28/3/843

عکس هایی از انفجار بمب - تهران - خرداد 84

كشيش

 

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

 

نظر سنجی کوتاه راجع به  انتخابات رياست جمهوری اخير در ايران - بخش دوم

 

( در پايان نظر سنجی خلاصه نظرات وارد شده قابل مشاهده خواهد بود )

نظراتی که از يک سيستم  در کمتر از 10 دقيقه بيش از يکبار  ارسال شوند در شمارش لحاظ نمی شوند

توضيح :

در بخش اول نظر سنجی  که در هفته گذشته انجام شد نتايج زير بدست آمد :

70%  پاسخگويان  مذکر  با ميانگين سنی  23.8  سال بودند که تحصيلات 53% آنان ليسانس و بالاتر بود .

46% پاسخگويان در پاسخ به پرسش آيا در انتخابات شرکت می کنيد گزينه بله يا مطمئنا بله و 39% درصد گزينه خير يا مطمئنا خير را انتخاب کرده بودند .

 در حدس اول 56%  رفسنجانی و 16% نيز معين صاحب رای خواهد بود .

 در حدس دوم  27%  قاليباف  و 25% نيز معين صاحب رای خواهد بود .

و اما در خصوص پاسخ های نوشتاری پس از تفکيک پاسخ ها در  74% پاسخ ها به نحوی ابراز نارضايتی از انتخابات ، 15% بی تفاوتی و 11% علاقه به شرکت در انتخابات به چشم می خورد.

برخی نکات جالب :

با بررسی چارک های اول ، دوم و سوم و چهارم روند پاسخ به سئوال آيا در انتخابات شرکت می کنيد يکنواخت نبود و اين روند از در انتخابات شرکت نمی کنم و مطمئنا شرکت نمی کنم به طور محسوسی به شرکت می کنم و مطمئنا شرکت می کنم  تغيير وضعيت داده مضافا در خصوص حدس اول و دوم از روند انتخاب رفسنجانی و قاليباف  به معين و معين گرايش پيدا کرده بود.

 با توجه به موارد فوق بر آن شديم يکبار ديگر نظر سنجی را انجام دهيم منتها با اين تفاوت که در نظر سنجی اول سئوال " به نظر شما چه کسی رای خواهد آورد "  مطرح شده بود و در نظر سنجی دوم " شما به چه کسی رای خواهيد داد " مطرح می شود.

شايد يکی از علل ذکر اين سئوال نتايج انتخابات رياست جمهوری در 8 سال گذشته باشد که بسياری تمايل  به دادن رای به خاتمی داشتند ولی به نظر آنها نهايتا رفسنجانی صاحب رای خواهد شد . شايد مقايسه نتايج اين 2 نظر سنجی در پايان خالی از لطف نباشد

انتخابات رياست جمهوری Summery

 

طراحی و پشتيبانی توسط شبکه زهره

 

راهنمای رنگ ها

تعداد سوالهای جواب داده نشده

 

بيشترين فراوانی

 


 

1- جنس

27.8%
136

زن

67.7%
331

مرد

4.5%
22

no answer


2- سن

23.87

ميانگين

2%
7

no answer


3- شغل

3.5%
17

بيکار

0.8%
4

خانه دار

43.6%
213

دانش آموز - دانشجو

0.6%
3

نظامی - انتظامی

16.8%
82

کارمند بخش خصوصی

17.6%
86

کارمند بخش دولتی

3.1%
15

فرهنگی

9.6%
47

آزاد

4.5%
22

no answer


ساير


4- محل سکونت

1.8%
9

ساير کشورها

1%
5

آمريکا

1.8%
9

اروپا

0.8%
4

کشورهای عربی حاشيه خليج فارس

14.8%
72

ساير شهرهای ايران

12.1%
59

اصفهان - شيراز - مشهد - تبريز

63.3%
309

تهران

4.3%
21

no answer


5- وضعيت تاهل

1.4%
7

ساير

27%
132

متاهل

65.2%
318

مجرد

6.4%
31

no answer


6- تحصيلات

2.9%
14

دکترا

14.1%
69

فوق ليسانس

37.9%
185

ليسانس

26.2%
128

دانشجو و فوق ديپلم

11.7%
57

ديپلم

2.7%
13

زير ديپلم

0%
0

حوزوی

4.5%
22

no answer


7- آيا در انتخابات رياست جمهوری شرکت می کنيد

29.9%
146

مطمئنا خير

9.2%
45

احتمالا خير

10.2%
50

معلوم نيست

15.8%
77

احتمالا بله

30.1%
147

مطمئنا بله

4.7%
23

no answer


8 - در حدس اول خود به نظر شما نتيجه انتخابات به نفع چه کسی رقم می خورد؟

14.8%
72

معين

0.4%
2

مهرعليزاده

2.5%
12

لاريجانی

11.9%
58

قاليباف

1.2%
6

کروبی

54.9%
268

رفسنجانی

0.4%
2

رضايي

7.2%
35

احمدی نژاد

6.8%
33

no answer


9 - در حدس دوم خود به نظر شما نتيجه انتخابات به نفع چه کسی رقم می خورد؟

24.6%
120

معين

0.2%
1

مهرعليزاده

4.7%
23

لاريجانی

29.1%
142

قاليباف

3.9%
19

کروبی

22.1%
108

رفسنجانی

0.2%
1

رضايي

7.8%
38

احمدی نژاد

7.4%
36

no answer


10 - خود شما به چه کسی رای خواهيد داد ؟

0%
0

رای نمی دهم

0%
0

نمی دانم

0%
0

معين

0%
0

مهرعليزاده

0%
0

لاريجانی

0%
0

قاليباف

0%
0

کروبی

0%
0

رفسنجانی

0%
0

رضايي

0%
0

احمدی نژاد

100%
13

no answer


مبنع : http://shariati.ut.ac.ir/edu/amar/a13/show_stat.asp

حاميان مصطفي معين گفت وگوي رودرروي با مردم خواهند داشت

 

به گزارش "ايلنا"، بر اساس اطلاعيه كميته خبر و اطلاع‌‏رساني ستاد مركزي مصطفي معين عصر روز چهارشنبه در 20 ميدان اصلي شهر تهران جوانان، دانشجويان، فعالان سياسي، اجتماعي و روزنامه‌‏نگاران طي مراسمي ضمن دعوت مردم براي شركت در انتخابات از آنها خواهند خواست كه به كانديداي اصلاح‌‏طلبان پيشرو، دكتر مصطفي معين رأي دهند.

بر اساس اين گزارش، هواداران معين از ساعت شش تا هشت بعدازظهر در 20 ميدان اصلي شهر تهران با مردم رو در رو خواهند شد.
جدول برنامه حضور چهره‌‏هاي سياسي, روزنامه‌‏نگاران و ستادهاي جوانان در ميادين تهران (روز چهارشنبه 25/3/84 ساعت 20-18 )
1) ميدان انقلاب؛
جواد مظفر, علي پيرحسين‌‏لو, حاج كتابي
2) ميدان وليعصر؛
محمد قوچاني, حسين پايا, سعيد رضوي فقيه, خشايار ديهيمي
3) ميدان ونك؛
جعفر كامبوزيا, زهرا اشراقي, گيسو فخفوري, محمد نويدي, مرضيه مرتاضي
4) ميدان امام حسين ؛
علي شكوري راد, حنيف مزروعي, داود محمدي
5) ميدان راه‌‏آهن ؛
علي معظمي, مجيد فراهاني, محمد حيدري
6) ميدان هفت تير؛
حسين درخشان, شهلا شركت, كريم ارعنده‌‏بور
7) ميدان رسالت؛
ژيلابني يعقوب, بهمن احمد امويي, علي دهقان
8) ميدان قدس؛
مرتضي كاظميان, وحيد ميرزاده, غلامعباس توسلي, حسين رفيعي, محمد بسته‌‏نگار
9) ميدان محسني؛
هاشمي صباغيان, محمود نكوروح, امير خرم, هندي, ابوالفضل بازرگان
10) ميدان تجريش؛
بهزاد نبوي, بدرالسادات مفيدي, عبدالرضا تاجيك, برستو دوكوهلي
11) ميدان بهارستان؛
فيض‌‏الله عرب سرخي, محمد عاملي, اسد غريقي, محمدلو
12) ميدان هفت‌‏حوض؛
وحيد پوراستاد, شيرزاد عبداللهي, مسيح علي‌‏نژاد
13) فلكه اول تهران‌‏پارس؛
مجيد حاج‌‏بابايي, سيدمحمد رضوي, هادي حيدري
14) فلكه دوم صادقيه ؛
فخرالدين دانش, جهانبخش, امير مسيدين, پژمان مظفري,
15) سه راه آذري؛
نيما فاتح, فاطمه راكعي, عليرضا رييسي, نسترين نصيري
16) ميدان امام خميني ؛
عيسي سحرخيز, زهرا محروبي, رضا شريفي
17) ميدان شوش؛
علي تاجرنيا, آرش حسن‌‏نيا, هوشمند رضوي
18) بازار دوم نازي‌‏آباد ؛
اصغر خداياري, سعيد شريعتي, شهاب طباطبايي
19) ميدان شاه‌‏عبدالعظيم؛
مصطفي درايتي, مراد ويسي, علي سياسي‌‏راد
20) ميدان صنعت (شهرك غرب)
عموزاده خليلي, اميرمهدي ژوله, بزرگمهر حسين‌‏پور و معصومه ناصري و ستاد هنرمندان
كساني كه علاقمند به شركت در مراسم هستند با ستاد نسيم با شماره تلفن 30-8915324 تماس حاصل فرمايند.

نقل از  http://www.entekhabat.com/archives/2005/06/post_415.html

ماترياليسم ديالكتيك


سه ايدئولوژي كلي در تمدن غرب برقرار بوده 
1- 1- اومانيسم ( فرد گرايي ) 2- ليبراليسم ( آزادگرايي ) 3- سوسياليسم ( جامعه گرايي )
1-اومانيسم نام نهضتي بطور عمده فرهنگي است ، كه به رنسانس ( يا نوزائي ) و تجديد حيات علم و فلسفه و هنر و طرح مسائل اجتماعي ، سياسي و تربيتي خارج از چارچوب مذهب در اروپا منجر گرديد . اين نهضت پيامد حوادث بيش از دويست ساله جنگهاي صليبي مي باشد . اومانيسم فرهنگي بود كه دست دولتهاي جديد اروپايي را باز كرد و روحيه و طرز تفكر را تغيير داد و منجر به يك ملي گرايي و دولت گرايي گرديد .
2-ليبراليسم : ليبراليسم بعنوان يك مقوله فراگير اجتماعي ، سياسي و اقتصادي كه در جوامع غربي رايج است ، مقوله اي است تمدني و فرهنگي و علاوه بر اينكه آزادي سياسي خود را مورد تاكيد قرار مي دهد ، بلكه بويژه آزادي عمل اقتصادي و سرمايه صنعتي و بازرگاني را مي طلبد .
3-سوسياليسم : اين سيستم كه بهدف تكامل زندگي انسان تشكيل يافته بود تحت لقاي خارج كردن نظام جامعه از لقاي دولتمندان زرپرست و ثروتمند و از نظارت شاه ها و پرنس ها تشكيل گرديده است . سوسياليسم بدنبال بوجود آوردن مساوات واقعي بين تمام قشرها و از بين بردن امتياز برتري قشري بر قشر ديگر است .
منابع ماركسيسم عبارتند از : فلسفه ، اقتصاد ، سوسياليسم . در ارتباط با منبع فلسفي ماركسيسم وامدار فلسفه هگل و فوئرباخ مي باشد . در ارتباط با منبع اقتصادي ماركسيسم وامدار آدام اسميت و ريكاردو مي باشد و جزء فلسفي ماركسيسم ، ماترياليسم ديالكتيك مي باشد.
ماترياليسم ديالكتيك
يكي از اجزاء عمده ايدئولوژي ماركسيسم ، فلسفه ماترياليسم ديالكتيك است . ماركسيسم ، ماترياليسم ديالكتيك را در مقابل ماترياليسم كهنه و متافيزيك قرار مي دهد ، كه كليه انواع ماترياليستهاي گذشته را ] اعم از ماترياليسم آنتيك ( باستاني ) مانند ماترياليسم يونان قديم ( دمكريت = ذيمقراطيس ) و رم قديم ( لوكرسيوس ) ، حس گرايي ( سانسواليسم ) در انگلستان قرن هفده ( منسوب به بيكن ، هابس و لاك ) ، ماترياليسم در فرانسه قرن هيجدهم (ديده رو و هلوسيوس ) و غيره {[ در بر مي گيرد. ماترياليسم ديالكتيك ، تمامي اين مكاتب را ناقص مي شمرد.
ماترياليسم ديالكتيك خود به اجزاء مختلف تقسيم مي شود:
1- جهان بيني ديالكتيك 2- ماترياليسم فلسفي 3- ماترياليسم تاريخي
پس از ماركس و انگلس ، اين نظريات بوسيله پلخانف و لنين و بعدها بوسيله استالين و مائوتسه دون تشريح و بسط داده شد و جمع بزرگي از فلاسفه شوروي ضمن تأليف در كتب مجمل يا مشروح اين احكام را منظم كردند.
برخي تاريخ ديالكتيك را با آموزشهاي تائوئيسم ( دائوئيسم ) در چين باستاني آغاز مي كنند . در كتاب دائودتسين آمده است : ناتمام و ناكامل ، كامل مي شود ، كج راست مي گردد و كنهه ، نو مي شود يعني متقابلان بهم تبديل مي گردند.
بدين ترتيب دو اصل ديالكتيك يعني تبديل متقابلان به هم و تغيير دائمي مي باشد كه در تائوئيسم و بوداگريي نيز تا حدودي سابقه دارد . اما ديالكتيك بمعني اخص از آموزش هراكليت آغاز مي گردد. هراكليت در فراگمنت ها مي گويد : اين نظام جهان ، همان است كه براي همه موجودات وجود دارد. آن را نه ارباب النوع و نه افسانه ها ايجاد كرده اند ، بلكه هميشه بوده و خواهد بود يك آتش زنده است كه طبق موازيني مي سوزد و طبق موازيني خاموش مي گردد. عالم محدود و جهان واحد است.
بنظر گزننون ، در نزد سقراط ديالكتيك ، هنر كشف حقيقت از راه تصادم عقايد متقابل و شيوه گفته هاي عالمانه براي استخراج تعاريف حقيقي مفاهيم است.
اسپينوزا در اثر معروف خود بنام اخلاق وجود تضاد بين جبر و اختيار را غلط مي داند و معتقد است كه بين آنها رابطه اي برقرار است و توضيح مي دهد كه مثلا اختيار ( آزادي ) چيزي ديگر غير از شناخت جبر نيست.
دكارت در دوران جديدتر به اصل تكاملي جهان از عناصر اربعه معتقد است . كانت و لاپلاس يك قرن بعد از دكارت تحول منظومه شمسي را طبق تئوري معروف خود اثبات مي كنند. بدين ترتيب مفهوم تحول در علوم طبيعي راه مي يابد .
هگل بر آن است كه تضاد ، ريشه همه جنبشها و اصل زندگي است هر چيزي در آن حدي كه متضمن تضاد باشد ، حركت مي كند و قدرت تحرك دارد .
هگل مي گويد : ديالكتيك روح جنباننده علم است و اصلي است كه تنها بوسيله آن ربط و ضرورت باطني در مضمون علمي پديد مي شود .
در ادامه مي نويسد : ( بدين جهت ديالكتيك عالي ترين نيروست و بيش از اين ، يگانه نيروي مطلق عقل است و حتي قدرت محركه اي است بالاتر از عقل ، كه بكمك آن عقل خود را در خودش مي يابد و مي شناسد ) و (تمام اشيايي كه ما را محاصره مي كنند ( در پيرامون ما قرار دارند ) مي توانند بعنوان نمونه هاي ديالكتيك بررسي گردند . ما مي دانيم كه آنها متناهي هستند، تغيير پذيرند و سپري اند و اين نيست مگر ديالكتيك ، كه به بركت آن اين اشياء متناهي بايد از حدود آنچه كه بلاواسطه اند ، خارج شوند و به متقابل خود گذر كنند) .
بنظر هگل ، ديالكتيك بمثابه اسلوب معرفت قدرت عقل به معناي وحدت متضادين را درك مي كند و حال آنكه برعكس ، متافيزيك و فهم متافيزيكي تنها يك ماهيت متضاد را به رسميت مي شناسد و مبادله آنها را نمي بيند در نتيجه اشياء را يكطرفه تعريف مي كند.
به تعبير انگلس ، ديالكتيك هگل رشد خودبخودي مفاهيم است . هگل ديالكتيك خود را تنها اسلوب صحيح در مقابل متافيزيك مي داند . متافيزيك در نزد هگل به معناي رايج آن نمي باشد ، هگل خود بوجود عقل مطلق يا ايده مطلق بعنوان خالق و آفريننده جهان معتقد است ولي مقصود هگل از متافيزيك تمام اسلوبهاي غير ديالكتيكي است .
هگل مي نويسد : اسلوب متافيزيك يا اسلوب دگماتيك ( جزمي ) بر معرفت سطحي پديده ها مبتني است و برخي مختصات جدا و مستقل از يكديگر را تثبت مي كنند و همواره يكي از دو حكم متناقض را كه مثلا عالم متناهي يا غير متناهي است ، تاييد مي كند.
انگلس مدعي است كه او و ماركس يگانه افرادي بودند كه رهاندن ديالكتيك آگاهانه را از شيوه مخرب ايده آليسم هگلي وظيفه خود قرار داده و كوشيدند تا استنباط مادي را از ديالكتيك تبين كنند و سپس آنرا بر طبيعت منتقل كنند ، زيرا طبيعت سنگ محك و مظهر تاييد ديالكتيك است . انگلس مي گويد: طبيعت شناسي امروزي بطور فوق العاده غني و سرشار ، ديالكتيك را مورد تاييد قرار مي دهد و تجارب خود را در اختيار ديالكتيك قرار مي دهند.
انگلس مي نويسد : براي فلسفه ديالكتيك هيچ چيز يكباره و براي هميشه مستقر و بلا شرط و مقدس وجود ندارد . ديالكتيك در همه چيز نشانه سقوط ناگزير مي بيند : كه چيزي در برابر آن ياراي ماندن ندارد . ديالكتيك روند بلا انقطاع ظهور و زوال ، اعتلاي بي نهايت از پست به برتر و بازتاب اين روند در تفكر است.
ماترياليسم فلسفي :
انگلس مسئله اصلي فلسفه را رابطه شعور با ماده مي داند و براي اين مسئله اصلي دو جهت قائل است : اول اينكه كداميك از شعور يا ماده داراي تقدم وجودي هستند . كساني كه تقدم را با ماده مي دانند و معتقدند كه شعور از ماده كسب مي گردد ، ماترياليست هستند . كساني كه معتقدند شعور و يا روح يا جوهر روحاني يا خدا خلاق است و بر ماده تقدم دارد ، ايده گرا ( ايده آليست ) هستند .
كساني كه به اين سئوال پاسخ صريح ندهند ، لا ادريون ( ندانم گرايان = اگنوستيك ) هستند .
مسئله دوم امكان حصول معرفت مي باشد . سئوال مي شود آيا بشر قادر است به واقعيت وجودي پي ببرد ؟ كساني كه بگويند بشر قادر است به واقعيت ولو در طول زمان و بتدريج پي ببرد ، واقع گرا ( راليست ) هستند و كساني كه در امكان شناخت شك كنند ، شكاك ( سپتيك ) هستند . در طرح مسئله اساسي فلسفه مسئله مذهب و اعتقاد به خدا مطرح نمي گردد ، ولي بطور تلويحي و غير مستقيم ، باورمندان به خالق ، جزء ايده آليست ها و يا دوآليستها قرار مي گيرند .
دواليسم يا ( دوگرايي ) يعني اعتقاد به دو جوهر : جوهر معنوي و الهي ، كه خالق است و جوهر هيولايي يا مادي ، كه مخلوق است . ماترياليست ها فلسفه اسلامي را بطور كلي مبتني بر دوآليسم مي دانند و خود را يكتاگرا ( مونيست ) مي شمرند.
درباره ماترياليسم فلسفي ( ماترياليسم ديالكتيك ) بايد دانست كه مسئله اساسي آن نفي مذهب و نفي خداست ، يعني آن نتيجه مهمي كه اين مكتب با ترويج و تبليغ آن موجب جدا شدن خود از دينداران است .
ماترياليست و آته ئيست :
اتئيست ( نفي خدا ) ، طبق نظريه ماركسيست ها يك ديدگاه پيگير ماترياليستي است ، كه مذهب و باور به خدا و روح و موجودات ماوراء الطبيعي و نيروهاي غيبي و جهان پس از مرگ و بقاء روح را رد مي كند.
ماترياليست و آته ئيست جهان را موجودي ازلي و متحرك به ذات مي داند و علت حركت جهان را در داخل آن جستجو مي كند .
ديالكتيك و رياضيات :
اختلاف بين ديالكتيك و شعب متنوع رياضيات اين است كه رياضيات مبتني بر فرضهايي است كه رياضي دان حقيقت آنها را بدون آنكه مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهد مسلم مي گيرد . رياضي دان صور يا كليات را بكار مي برد ليكن خصوصيات آنها را فرض صادق در نظر مي گيرد بدون آنكه بتواند ذات و ماهيت آنها را تبيين كند و يا اينكه روشن سازد چرا آنها داراي چنين ماهيتي دارند . سقراط رياضيات را ( روياهايي درباره واقعيت ) ناميده است و آن را بمعناي كامل دانش و شناسايي ندانسته است .
اما اگر كسي فرضها و مفاهيم خود را مورد مطالعه و تحقيق قرار دهد تا به فهم كامل آنها نائل گردد، در اين حال مشغول مطالعه ديالكتيك خواهد بود . پس فقط ديالكتيك مستقيما به سمت اصل و مبدا پيش مي رود و تنها علمي است كه به فرضيه ها اكتفا نمي كند و مي خواهد بنيان مستحكمي بسازد .
راه شناسايي كامل و واقعي نخست رها كردن هر اعتمادي به آگاهي حسي و بجاي آن توجه به مطالعه و مشاهده عالم معقول تنها به مدد نيروي استدلال و تعقل است . وقتي انسان از عالم احساس روي برتافت قادر خواهد بود فرمها و ساختارهاي اوليه عقل خويش را باز شناسد .
پيدايش ماترياليست ديالكتيك : از پايان قرن 18 با پيشرفت علم ، سه كشف بزرگ علمي تضمين گرديد .
1- 1- با كشف سلول ، دانشمندان ثابت كردند كه تمام اعضاي حيوانات و نباتات از سلولهاي مختلف تشكيل مي شود . اين كشف يگانگي ساختماني طبيعت زنده و جاندار را نشان مي دهد .
2- 2- قانون پايداري و تبديل انرژي ها بيكديگر اثبات گرديد . اكنون با رجوع به قانون بقاي جرم و انرژي ، متوجه مي گرديم كه چيزي نه از هيچ بوجود مي آيد و نه هيچ مي شود . بلكه فقط تغيير شكل مي دهد . در چرخه طبيعت ابتدا و انتهاي بي معني است اين نكته همان سئوال معروف را در ذهن انسان تداعي مي كند كه ( اگر خدا خالق دنياست چگونه از هيچ چيزي بوجود آورده است و اگر كه از هيچ بوجود نياورده كه ديگر خدا خالق نيست ) .
3- 3- پيدايش دكترين طبيعي دان انگليسي داروين درباره منشاء انواع است . داروين ضربه محكمي به دريافت متافيزيكي و ضد ديالكتيك طبيعت زنده وارد آورد . اين دانشمند با مشاهداتي گسترده اثبات كرد كه همه نباتات ، حيوانها و انسان در نتيجه ميليونها سال دگرگوني بدين شكل درآمده اند .

ماده چيست ؟ به آن چيزي گفته مي شود كه بصورت عيني وجود داشته باشد يعني در خارج از شعور انسان و مستقل از وجود انسان وجود داشته باشد . ماده نمايشگر جهان خارجي است كه بر اعضاي حسي ما اثر نهاده و احساسات مختلفي را بر مي انگيزد ( بازتاب ) . به مثالي توجه فرماييد : هر كسي كه در زندگي مشاهدات متعددي داشته است يعني چيزهاي بسياري ديده است و البته بسياري چيزها را هم نديده است . اگر بخواهد به چيزي فكر كند كه تاكنون با آن برخورد نداشته ، يا دست به شبيه سازي مي زند و چيزي جديد ولي با عناصر متشكله قبلي كه در ذهن داشته ، خلق مي كند و يا اصلا نمي تواند به چنين چيزي كه نه ديده و نه دركي نسبت بدان دارد فكر كند. اين مطلب بيانگر وجود عيني داشتن مواد بصورت مستقل و مادي بودن ريشه فكري انسان است .
از جمله خواص ماده ( بعنوان يك لفظ عام ) حركت و تحول و تغيير شكل است . يك شئ ساكن مانند سنگ هر چند كه ظاهرا ساكن است ولي بهمراه زمين در حال حركت است و از نظر حركت داخلي نيز با حركت الكترونها مويد تحرك نامحدود ماده مي باشد . يكي از انديشمندان مي گويد : حركت في نفسه تما دگرگونيها و جريانهايي كه در جهان روي مي دهد ، يعني از تغيير مكان ساده تا انديشه انساني را در بر مي گيرد . حركت يعني حدوث تغيير و دگرگوني در ماده . پس متوجه مي گرديم كه اگر مي گوييم سكون ، آرامش و غيره اينها مفاهيم نسبي هستند و گرنه هيچ چيز سكون مطلق نيست .

زمان و مكان : همه اشياء داراي ابعاد مي باشند . هر شيء سه بعد دارد و مكاني معين را اشتغل مي كند و نسبت به همديگر داراي ترتيب هستند . قبل گفتيم كه همه جهان مركب از ماده هستند. اين بيانگر اين مطلب است كه ماده فقط در فضا وجود دارد و فضا يكي از صورتهاي وجود ماده است . چون در دنيا حركت داريم كه منجر به تغيير و تحول مي گردد ، اين تغييرات و دگرگوني ها ، اين توالي منظم رويدادها و دوام آنها فقط در زمان جاري است . پس هر چيز كه در جهان روي مي دهد بر كنار از زمان نمي باشد . از اين رو زمان يكي از اشكال وجودي ماده است .

قوانين ديالكتيك :
قانون چيست ؟ قوانين نمايانگر روابط بين اشياء و پديده ها مي باشند كه با طبيعت داخلي پديده ها ارتباط منطقي دارند و به هيچ وجه بر اساس موقعيت هاي اتفاقي ، خارجي و گذار قرار ندارند . قانون همه روابط را منعكس نمي سازد ، بلكه فقط روابط اصلي و قطعي را بيان مي كند . مثلا قانون ارشميدس بيانگر حالتي است كه براي تمامي اجسام شناور در مايع مشترك مي باشد و اين خصوصيت جنبه عمومي دارد بدين معني كه بمحض برقراري شرايط ، آن تحت سيطره قانون مذكور قرار خواهد گرفت . مشخصه اساسي قانون عيني بودن آن مي باشد .

قانون تبديل تغييرات كمي به تغييرات كيفي :
كيفيت چيست ؟ خصلتي است داخلي مربوط به خود شيء ، كيفيت مجموع همه مشخصه هاي اساسي شيء مي باشد . شيء به ياري اين كيفيت ثبات نسبي مي يابد و از اشياء ديگر متمايز مي گردد.
كميت چيست ؟ تعيين اشياء و پديده هاست كه بوسيله عدد ، مقدار

...

 

لبخند تلخ ...

دوستی از من خواست در مورد لبخند تلخ بگم.

فکر میکنم خیلی واضح باشه، وقتی انسان لبخند میزنه شاید دلایل مختلفی داشته باشه خوشحالی،

ذوق، سورپریزشدن، و اصولا چیزی که خوشایند باشه اما،

چه وقت خنده انسان میتونه تلخ باشه؟ به نظر من زمانیکه می رنجیم و دلخور میشیم یا شرایط

به گونه ایه که میبینیم حقوق انسانها پایمال میشه و ارزش انسانها به کمترین حد خودش میرسه

اونوقت با تاسف لبخندی میزنیم در نهایت تلخی که منم منظورم اینگونه لبخندی بود...

شاید من کمتر بنویسم اما گزیده هایی رو که براتون اینجا نقل میکنم برخی بدون شرح و برخی با

شرحی مختصر و شاید برخی هم با تفصیل بیان بشن اما همه اونها به نوعی دل آدم رو درد میاره و این

متاسفانه واقعیات جامعه امروز ما است.

امیدوارم روزی کسی به خاطر بیان عقایدش تو زندان نباشه، کسی به جرم طلب آزادی آزار نبینه، کسی

به سهولت از حقوق خودش محروم نشه، و کسی مزه خفگی رو نچشه تا بتوانیم با هم و در کنار هم به

شیرینی لبخند بزنیم...

تفاوت ...

 

دیده ها آرام می نگرند

دیده ها به یاد دارند

یک صد بهار و تابستان

و پاییز و زمستان

فرق است میان نوشتن و خواندن در این روزگار !

من و تو چه بنویسیم و چه خوانده شود

به یاد دارم که دوبار نوشتیم و همان شد

کوتاه بود اما به یادها ماند

همه چیز به یاد می ماند

فریاد هایی که به گوش کسی نرسید

اما بگوییم "م" تا بخوانند "ه"

چه بر سر الفبا آمده است؟!

نه بهتر بگویم

چه بر سر ما آمده است؟

آنروزهای سخت و به راستی سخت

کسی گفتگو را بر چماق سیطره داد

اما چماقها بالا رفت و پایین آمد

و همراه آن کبوترانی خفتند

دیده ها گریستند و نگریستند

دیگر ماه در همین روز

یادت هست؟

به یاد داریم

و بیاد خواهیم داشت

دیدگانی را که دیدند و به راستی دیدند

و دیدگانی که می بینند و نمی بینند

آنها دیدند و رفتند اما گویی راز ماندن در ندیدن است

شاید بینایی در این روزگار جایی ندارد

که چشمها تحلیل رفته اند

کورسویی مانده است و به انتظار

آن چه من و تو بنویسیم

باریکه ای از نور که از پشت پرده ای ضخیم با دلسوزی

میخواهد اتاق را روشن و گرم سازد

دنیایی بزرگ درون دنیایی کوچک

و آن تفاوت شگرف در نوشتن و خواندن

...

نقل از دوست خوبم آقای مومنی

اين پياده مي‌شود، آن وزير مي‌شود
صفحه چيده مي‌شود، دار و گير مي‌شود
اين يكي فداي شاه‌، آن يكي فداي رُخ‌
در پيادگان چه زود مرگ و مير مي‌شود
فيل كج‌روي كند، اين سرشت فيل‌هاست‌
كج‌روي در اين مقام دلپذير مي‌شود
اسپ خيز مي‌زند، جست‌وخيز كار اوست‌
جست‌وخيز اگر نكرد، دستگير مي‌شود
آن پياده‌ي ضعيف، راست راست مي‌رود
كج اگر كه مي‌خورَد، ناگزير مي‌شود
هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال‌
اين پياده قانع است‌، زود سير مي‌شود
آن وزير مي‌كُشد، آن وزير مي‌خورد
خورد و بُرد او چه زود چشمگير مي‌شود
ناگهان كنار شاه خانه‌بند مي‌شود
زير پاي فيل‌، پهن‌، چون خمير مي‌شود
آن پياده‌ي ضعيف عاقبت رسيده است
هرچه خواست مي‌شود، گرچه دير مي‌شود
اين پياده‌، آن وزير... انتهاي بازي است‌
اين وزير مي‌شود، آن به‌زير مي‌شود

شعر از : محمد کاظم کاظمی

در مورد دکتر معین بیشتر بدانیم

PARTICULARS

Surname: Moin              First Name: Mostafa                  Date of Birth: 31.3.1951

Nationality: Iranian               Marital Status: Married

Address: Children’s Medical Center, P O Box: 14185-936, Tehran, I.R. Iran.

Fax: (+98 21) 6428995

E-mail: mmoin@sina.tums.ac.ir

EDUCATION, CERTIFICATION

1969 to 1976: Doctor of Medicine, School of Medicine, Shiraz University, I.R.Iran

1976 to 1979: Board Certified in Pediatrics: School of Medicine, Shiraz University, I.R.Iran

1993 to 1996: Board Certified in Clinical Immunology & Allergy, Children’s Medical Center,

 School of Medicine. Tehran University of Medical Sciences, I.R.Iran

http://www.drmoeen.ir

وقتي فرد در معرض يك انتخاب مهم و حياتي قرار مي‌گيرد، تك تك كلمات و جملات هم براي او معناهاي خاصي پيدا مي‌كنند. در اين نوشته مي‌خواهم چند جمله‌اي را كه خيلي روي نظرم تأثير گذاشت، بنويسم.

عجيب‌ترين قسمت ماجراي رد و تأييد صلاحيت در روزهاي گذشته، دوستاني بودند كه نظرشان را صد و هشتاد درجه تغيير داده بودند. همه كساني كه در كنگره پنجشنبه بودند، آن دوستي را كه در همان ابتداي جلسه با هيجان و با زبان تركي از من خواست وارد صحنه شوم، خاطرشان هست. او به زيبايي مي‌گفت: «بياييد همچون سيل، بمانيد چون دماوند، استوار و سرافراز و بباريد چون باران براي سبزي فرداي ايران و ...» آن لحظه براي خودم واقعا عجيب و تكان دهنده بود، چون همان فرد در نيمه‌‌شبي كه تأيد صلاحيت شده بودم تماس گرفت، بغض كرده بود و مي‌گفت مبادا شركت كني! آيا عجيب نيست كه همين فرد بعد از دو روز تأمل، اينقدر باحرارت جزو حاميان حضور در صحنه قرار گيرد؟ اينها مواردي بود كه در تغيير نظرم بسيار تأثير داشت.

اما شنيدن چند جمله از چند دوست جوان نيز در آن روز بسيار برايم از همه تأثيرگذارتر بود. فكر و دلم را در مورد تصميمي كه بايد مي‌گرفتم، قرص‌تر كرد:

1- چند بخش از بيانيه‌اي كه نماينده «ستاد نسيم» در جلسه روز پنجشنبه خواند. ابتدايش كه به «صبر» توصيه كرده بودند، آنجايش كه گفته بودند: «بايد اصلاح طلب بازيگر باشيد نه تماشاگر» و خصوصا جمله آخرش كه نوشته بودند: «آقاي معين، با زبان شما سخن مي‌گوييم و از زبان رهبر انقلاب شما، كه نگذاريد انقلابتان به دست نااهلان و نامحرمان بيافتد.»

2- صحبت دوست عزيزي كه به نمايندگي از دانش‌آموزان صحبت مي‌كرد، كه سخن يكي از دانشمندان را نقل كرد و گفت: «وقتي با صخره مواجه مي‌شوي، به جاي آنكه آن را بشكني، سعي كن آن را دور بزني!»

3- صحبت نماينده «ياران دبستاني» كه بر لزوم سياست‌ورزي و دوري از موج‌هاي زودگذر تأكيد كرد و گفت: «همانا انسان در سختي آفريده شده است.»

صحبتهاي كساني كه از استان‌هاي مختلف، با قوميت‌ها و مذاهب مختلف كه عموما از مناطق دوردست و محروم در جلسه حاضر شده بودند، خصوصا از اين حيث كه نوعي وحدت ملي و همصدايي عمومي در اين موضوع پيش آمده و نوعي دادخواهي را در خود داشت، بسيار برايم بسيار جالب بود و مرا در تصميمي كه گرفتم، مصمم‌تر ساخت.

اما مهمتر از همه تفألي بود كه صبح جمعه به قرآن زدم و جملاتي از كلام وحي آمد. اين آيه از سوره روم آمده بود كه در انتهاي بيانيه هم آورده‌ام: «فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون» (شكيبايي پيشه كن، كه وعده خدا راست است، مبادا كساني كه يقين ندارند تو را از جا بدر كنند)

همه حرف در همين يك آيه آمده بود، آيه 60 از سوره روم، ديگر جاي شك نبود... بلكه آرامشي معنوي و رضايت به رضاي حق جايگزين شده بود.

یه سوال...

یه سوالی که چند روزه تو ذهنمه اینه که بعضی ها در مورد انتخابات میگن معین درسته چپیه اما چون رای نمیاره ما به هاشمی رای میدیم انتخاب بد از بین بدو بدتر...

میخوام بپرسم این چه جور توجیهیه همه اگر به چیزی به نام آزادی معتقدیم به معین رای بدیم

 

گزارش تصویری از تجمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

 

در این تجمع دانشجویان شعار دانشجو می رزمد استبداد می لرزدو مرگ بر استبداد سر دادند و سرود یار دبستانی را همخوانی کردند.علی افشاری در این مراسم گفت: بخش غالب و عمده جنبش دانشجویی در انتخابات شرکت نمی کند و معتقد به اصلاح وضع موجود از بیرون ساختار حکومت است.

sیکی از دانشجویان عضو این انجمن با اشاره به دخالت نیروهای بسيجی در دانشگاه گفت اين تريبون آخرين هشدار ما به بسيج دانشجويی   است.

وی گفت عليه ما شعار مرگ بر منافق می‌‏ دهند، منافق كسی است كه منافع ملتش را به خاطر به دست آوردن پول بيت المال فراموش كند.

یکی دیگر از دانشجویان گفت انجمن ما به عنوان نماينده دانشجويان هرگز از مواضع خود كوتاه نخواهد آمد و معتقد است نهادهای نظامی و شبه نظامی جايی در دانشگاه ندارند و بايد دانشگاه را ترک كنند.

در ادامه اين مراسم شركت كنندگان در تريبون آزاد به سمت دفتر نیروهای بسيجی در دانشگاه اميركبير حركت كردند و در مقابل دفتر بسيج شعار " بسیجی حيا كن- دانشگاه را رها كن" , سردادند.

پس از دقايقی برخی از نیروهای بسیجی نیز از دفتر خود خارج شده و شعار "مشروطی حيا كن- دانشگاه را رها كن" سر دادند. دانشجویان متقابلا شعار دادند توپ، تانک، مسلسل- ديگر اثر ندارد".

در ادامه اين راهپيمايي رضا دلبري؛ عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در سخناني گفت حتي اگر فضاي دانشگاه امنيتی شود، از آزادي و امنيت به عنوان بزرگترين آرمان خود دفاع می ‌‏كنيم.

وي گفت اين كه مديريت دانشگاه اميركبير از سوي نهادهاي نظامي و شبه نظامي تحت فشار است، نبايد باعث شود كه دانشجويان صحنه را ترک كنند.

مهدی حبيبی؛ دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير نيز در اين مراسم گفت اتفاقاتي كه امروز براي ما رخ می دهد ، ريشه تاريخي دارد و نيروهاي شبه نظامي پيش از اين هم برخوردهايي با انجمن اسلامي داشته ‌‏اند.

وي تصريح كرد اگر مراد از اسلامي بودن انجمن اسلامي، بالا رفتن از ديوار سفارت و پرونده سازي براي دانشجويان است، هيچ يك از اين كارها مدال افتخار نيست، اسلامي كه ما مي‌‏شناسيم، اسلام رحمت و رأفت است و ما اسلامي را كه هر كس را به خاطر گفتن عقيده‌‏اش به سال‌‏ها زندان محكوم مي‌‏كند، به رسميت نمي‌‏شناسيم.

حبيبي خاطر نشان كرد اگر در دهه اول انقلاب گفتمان ديگری بر كشور و دانشگاه حاكم بوده است، گفتمان غالب امروز؛ گفتمان آزادی خواهی است و در اين راستا معتقديم وجود نهادهای شبه نظامی با فلسفه وجودی دانشگاه مغايرت دارد.

وی گفت در شرايط موجود ما دانشجويان بايد دست به دست هم از حقوق خود دفاع كنيم.

قصه آقایی که میخواست صندوق بخره...

یه روز یه آقای آژان رفت توی یه مغازه که یه صندوق بخره برای انتخابات. گفت یه صندوق بده. آقای مغازه دار به اون نگاه کرد و گفت: شما آژان هستی؟ گفت: بله، گفت: ما به آژان جماعت صندوق نمی فروشیم. آژان خیلی ناراحت شد و رفت بیرون.

آقای آژان رفت و دو ماه بعد لباس آژانی اش رو درآورد و سردوشی هاش رو کند و یه کت و شلوار سفید پوشید و یه شیشه ادوکلن زد به خودش و یه شاخه گل محمدی هم گرفت توی دستش و رفت توی مغازه صندوق فروشی و به مغازه دار گفت یه صندوق بده. آقای مغازه دار به اون نگاه کرد و گفت: شما آژان هستی؟ آقای آژان گفت: از کجا فهمیدی؟ گفت: چون به جای موبایل بی سیم دستت گرفتی و موهات هم مدل نظامی یه، ما به آژان صندوق نمی فروشیم.

آقای آژان رفت و بعد از شیش ماه موهاش رو بور کرد و بلند کرد و دم اسبی کرد و لنز سبز گذاشت و زیر ابرو ورداشت و کراوات زرد زد و کت و شلوار ماکسیم پوشید و اومد صندوق فروشی و به مغازه دار گفت یه صندوق بده. آقای مغازه دار به اون نگاه کرد و گفت: شما آژان هستی؟ آقای آژان گفت: از کجا فهمیدی؟ گفت: اولا برای اینکه پاچه شلوار ماکسیم ات رو کردی توی پوتینت و ثانیا بخاطر اینکه از چراغ قرمز رد شدی و ثالثا بخاطر اینکه به جای اینکه خواهش کنی دستور می دی. ما به آژان صندوق نمی فروشیم.

آقای آژان ناراحت شد و رفت خونه شون و سه ماه آموزش زبان یاد گرفت و این دفعه حسابی تیپ زد و به جای پوتین کفشتیمبرلند خرید و یاد گرفت مثل پسر خوب ها حرف بزنه و موقع حرف زدن هم دستش رو می کرد توی موهاش. بعدش اومد  صندوق فروشی و برای اینکه حرف زدنش معلوم نشه روی یک کاغذ نوشت لطفا یه صندوق بدین و کاغذ رو گذاشت روی میز مغازه دار. آقای مغازه دار کاغذ رو خوند و گفت: شما آژان هستی؟ آقای آژان خیلی ناراحت شد و پرسید: از کجا فهمیدی؟ آقای مغازه دار گفت: اولا بخاطر اینکه با موتور هزار از توی پیاده رو رد شدی و ثانیا این کاغذی که روش برای من یادداشت نوشتی برگه بازجویی اداره اماکنه. ما به آژان صندوق نمی فروشیم.

آقای آژان خیلی ناراحت شد و رفت مشهد و یه مدت خلبانی یاد گرفت و یه وب سایت اینترنتی راه انداخت و تمام رفیق هاش رو عوض کرد و یه هلی کوپترشخصی خرید و همه چیزش رو عوض کرد و بعد از یک سال اومد به مغازه صندوق فروشی و دید اونجا خیلی شلوغه، به مغازه دار جدید گفت: یه صندوق بده. مغازه دار گفت: شما آژان هستی؟ آقای آژان خیلی عصبانی شد و گفت: از کجا فهمیدی؟ آقای مغازه دار گفت: چون صندوق فروشی خیلی وقته از اینجا رفته و اینجا شده دفتر روزنامه، منم همون خبرنگاری هستم که زندانی اش کرده بودی.

بارفتیم ماست بود، قصه ما راست بود
پائین اومدیم دوغ بود، تیپ زدنش دروغ بود...

نقل از Reza Mirshekari 

خبر اول اینکه وب سایت دکتر معین هک شد...

 

دوستان سلام

متاسفانه به دلیل شرایط خاصی که همیشه درگیرش هستیم وب سایت دکتر معین در این آدرس

 http://www.moeen.ir توسط گروه ذیل هک شد.

این وب سایت را در این آدرس میتوانید بیابید : http://www.drmoeen.ir

و باز هم جماعت خواب ...

 

اگر به پائینترین مطلب درج شده این بلاگ رجوع کنین یک عکس گذاشتم که خیلی رئاله این هم نمونه دیگه ای از اون... ما واقعاْ که باحال ترین و بی نطیر ترین مملکت دنیا رو داریم باید قدرشو بدونیم...