گاه گریه زمین!

 

انسان دل او را شکست

بر او گام نهاد لیکن قدرش ندانست

و زمین گریست

و ندانست که گریه اش چه شگفت است

اشکهایی که از چشمان آسمان بر صورت زمین می ریخت

پیامی داشت و حرف از جنس زمان نشنید

"هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود!"

"کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد"

"هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت"

...

 

شگفتا پیام طبیعت را که می بینیم و نمی بینیم !

 

و دانه های سپید رقصان

همچون پرهای فرشتگان از دامان سرخ فام آسمان

پیکره زمین خسته را رختی نو می پوشانند

گویی در جامه نوعروسی خسته اما دلشاد

گویی پیامی را به فرزندانش هدیه می دهد

شگفتا طبیعت را

پیامش را پیامبرانی است بی شمار

که گاه می بینیم و نمی بینیم !

گاه در پرتو طلایی آفتاب

زمانی زیر نو ماه

وقتی با غریو موج وحشی و غلطان دریا بر ساحل

و گاهی صدای آرام و چهچهه آسای چشمه ای زلال

شاید هم در سکوت زیبای برف حرفی نهفته است

سکوتی سپید

که "سرشار از ناگفته هاست"

آری سکوت و هیاهو

گردآمده اضداد

چه شگفت است طبیعت،

گاه چون ابر بهاران سرکش

گاه چون برف زمستان آرام

...

 

 

احمدرضا - دی ماه ۸۴

 

من و پائیز 84

 

خزان عشق

عشق پنهان

هدیه طبیعت

 

اگر برای این عکسهام هم اسمی به نظرتون میاد که مناسب باشه برام بنویسین لطفا"

::ahmadreza::

چند تصویر ، چند مفهوم !

 

پائیز امسال به یاد گذشته ها یه سری عکس گرفتم که اینجا میذارم

خوشحال میشم نظرتون رو در موردشون بهم بگین...

در انتظار آزادی!!!

 

    

فاصله !

 

پرنده قفس !

  

معبری خالی (و البته باریک!) - پارک ساعی

 

 

! Landscape - پارک ساعی

 

درخت تنها! - پارک ملت

 

دریاچه سکوت ! - پارک ملت

 

* نمیکت منتظر! - پارک ملت

 

گل گریان - پارک ملت

 

پرتره حافظ 

 

بالای اتوبانی که مثل زندگی میگذره ! و چه سریع

 

*  تا اینجا نیمکت منتظر چهار رای - گل گریان -   در انتظار آزادی و درخت تنها ! هم هر کدام یک رای رو آوردند. اتوبان هم تا اینجا دو رای آورده که از همه شما دوستان سپاسگذارم. البته یک نکته رو باید خاطر نشان کنم ، تصویر گل گریان رو باید در ابعاد بزرگ دید تا زیبایی قطرات باران به وضوح نمایان بشن. میتونین روی اسمش کلیک کنین...

 متشکرم از نظراتتون خیلی خوشحال میشم برام بنویسین...

::ahmadreza::