خاتمي: ديگر نامزد رياست‌جمهوري نمي‌شوم

سيدمحمد خاتمي، رئيس‌جمهور، پايگاه اطلاع‌رساني «تبيان» را يکي از ارزنده‌ترين فعاليت‌هاي فرهنگي، ديني و اجتماعي در کشور توصيف کرد و گفت: تبيان گشاينده جهاني جديد بر روي انسان مؤمني است که مي‌خواهد مومن بماند و در عين حال در اين جهان باشد.

به گزارش مهر، رئيس‌جمهور که پس از بازديد از بخش‌هاي مختلف مؤسسه فرهنگي و اطلاع‌رساني تبيان، با مديران و مسئولان اين پايگاه اطلاع‌رساني سخن مي‌گفت، اظهار داشت: اين مجموعه مي‌تواند آثار بسيار ارزنده‌اي را به دنبال داشته باشد زيرا معتقديم نمي‌توانيم خود را از جهان جدا کنيم و بهتر است آن دريچه‌ها و کانال‌هايي که به طور شگفت‌انگيزي جهان را به هم وصل مي‌کند در اختيار داشته باشيم.

سيدمحمد خاتمي در پاسخ به سؤال جواني که با اشاره به انتخابات رياست‌جمهوري و برنامه‌هاي انتخاباتي کانديداها، وي را داراي شرايط و فضيلت‌هاي بسيار ارزنده و تلاش‌هاي موفق براي مديريت اجرايي کشور دانسته بود و از ناکامي ‌دولت در اشتغال‌زايي و رفع بيکاري جوانان سخن گفته بود اظهار داشت: من خود را صاحب فضيلت نمي‌دانم اما صاحبان فضيلت را دوست دارم، اميدوارم کساني که در آينده اين مسئوليت را به عهده مي‌گيرند با همه جانبه نگري در خدمت اين ملت و نظام باشند.

وي افزود: در مورد بيکاري انصاف اين است که مهمترين دغدغه رهبري و دولت بود اما بدانيد که چند علت آن راتشديد کرد، يکي رشد چند درصدي جامعه در سالهاي اوليه انقلاب بود که با تفاهم مراکز ديني و فرهنگي توانستيم جمعيت را کنترل کنيم و ديگري حجم بالاي ورود به بازار کار در زمان خدمتگزاري دولت من بود چرا که قبل از زمان کار اينجانب 20 ميليون دانش آموز داشتيم که حالا 17 ميليون است. مجبور بوديم دو سه برابر اشتغال ايجاد کنيم. اين کار را هم کرديم.

رئيس‌جمهور در ادامه گفت: به طور متوسط توانستيم 550 تا 560 هزار شغل ايجاد کنيم و الان رشد بيکاري تا آخر سال گذشته 4/10 درصد بود که از 15 درصد گذشته بالاتر است.
خاتمي افزود: علاقمند بودم که از دولت که بيرون مي‌روم بيکاري را يک رقمي ‌کنم اما مشکل ديگر بالا رفتن سطح تحصيلات بود. ما اکنون 4 ميليون فارغ التحصيل داريم و دو ميليون و چهارصد هزار دانشجو و خانمهايي که کمتر تحصيل مي‌کردند و اکنون جوياي کارند.

رئيس‌جمهور در ادامه پاسخ به اين فارغ التحصيل بيکار کشاورزي افزود: خوشبختانه در سالهاي اخير گامي‌بزرگي براي بکارگيري فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي مرتبط با کشاورزي برداشته شده است و ديروز ما نمونه کشت‌هاي گلخانه‌اي آب کشت را افتتاح کرديم که در آينده اگر در سراسر کشور توسعه يابد مي‌تواند تمامي‌فارغ التحصيلان کشاورزي را جذب کند زيرا نيمي ‌از افرادي که در اين گونه کارها بايد حضور داشته باشند کارشناسند و نيم ديگر کارگر.

خاتمي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينکه آيا مجددا به صحنه سياست و رياست جمهوري بازخواهد گشت يا خير گفت: تا چهار يا هشت سال بعد چه کسي زنده است و چه کسي مرده اما مطمئنم که بگويم ديگر در انتخابات رياست جمهوري شرکت نمي‌کنم حالا تا بعد ببينيم چه مي‌شود.

رئيس‌جمهور در پاسخ به سؤال ديگري درباره بهترين و موفقترين اقدامات خود در هشت سال گذشته و موانعي که با آن روبرو بود، گفت: براي تحقق آنچه من مي‌خواستم از دو جهت مانع ايجاد شد يکي تلقي‌هاي غلط و ناپسندي که از مسئله اصلاحات و تفکر نويني که مطرح کردم و سوءتفاهمهايي که در جامعه باعث ايجاد مشکلات شد و ديگري، ديدگاههاي تنگ نظرانه که تحول را نمي‌پذيرفت و با انگيزه خوب و بد که نمي‌خواهم درباره آن قضاوت کنم.

خاتمي اظهار داشت: از سه کار خود به عنوان دستاوردي که در نزد خدا و تاريخ باقي مي‌ماند، مي‌توانم ياد کنم: يکي اينکه توانستم زبان سياست را به فرهنگ نزديک کنم و اين کاري بود که در گفتمان سياسي داخلي و بين‌المللي آثار مشهودي داشت و توانست در عرصه جهاني و داخلي تحول چشمگيري ايجاد کند.
وي افزود: در گذشته تاريخ ديکتاتوري خداياني را شاهد بوديم که خوشبختانه با انقلاب اسلامي‌ حکومت به دست مردم افتاد و طومار حکومت ديکتاتورها در هم پيچيده شد و من امروز مي‌توانم بگويم در تمام مدت رياست جمهوري تلاش کردم تا فاصله حکومت با مردم را کم کنم و حکومت را امري زميني به جامعه القا کنم و اينکه مردم در برابر حاکمان براي احقاق حق بدون لکنت سخن بگويند.

رئيس‌جمهور تصريح کرد: من توانستم کاري کنم تا ابهت قدرت، کسي را نگيرد و او بتواند با اقتدار سخن خود را مطرح کند و هيچ فردي را به خاطر انتقاد به رئيس‌جمهور تحت تعقيب قرار ندادم.
خاتمي گفت: معتقدم در بسياري از زيرساخت‌ها، اصلاحات مناسبي در طول هشت سال گذشته صورت گرفت و توانستيم درزمينه تکنولوژي و نانو تکنولوژي، IT و ICT فاصله خود را با جهان کم کنيم. ما اکنون جزو 10کشوري هستيم که صاحب آفرينندگي و خلاقيت شده ايم و دنيا ما را قبول دارد.
وي اظهار داشت: ما توانستيم در خودروسازي، در هواپيماسازي و ساخت نيروگاه نيز به رشد معقولي برسيم.

منبع : http://www.baztab.com/news/24478.php

نامه كروبي به رفسنجاني: علت ردصلاحيت همسر شهيدرجايي ادعاي اهانت به جنابعالي بود

مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني نامه نوشت.
به گزارش ايسنا، متن كامل اين نامه به اين شرح است:

برادر عزيز و ارجمندم جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني
با سلام و اظهار خوشحالي از اعلام رسمي كانديداتوري جنابعالي

اينجانب مايل بودم من و شما به عنوان كساني كه بيش از ساير كانديداهاي اين دوره، در تحولات سالهاي اخير - از ناكاميها و موفقيتهاي به وجود آمده - نقش داشته‌ايم، براي ايجاد فضايي منطقي و كمك به انتخاب مردم تلاش كنيم. در اين راستا تصور مي‌كردم بهترين راه براي رسيدن به اين هدف، نگاهي منصفانه به گذشته و ارائه همكاري‌هايي سازنده براي آينده است.

بر همين اساس اميدوار بودم برخي ادعاهاي غيرمنطقي كه توسط بعضي دوستان مدعي حمايت از شما مطرح مي‌شود از جمله عباراتي كه القاكننده ضعف همه كانديداها به جز جنابعالي است، توسط خود حضرت‌عالي جبران خواهد شد.

اما به نظر حقير آنچه در بيانيه انتخاباتي جنابعالي اعلام گرديد نه تنها در راستاي همان ادعاهايي بود كه توسط دوستان جنابعالي مطرح مي‌شد بلكه مكمل فرمايشات قبلي خود شما بود كه از چند ماه قبل به عنوان شرط كانديداتوري خود اعلام مي‌نموديد. (عدم وجود كانديداي توانمند و مقبول!)

صميممانه عرض مي‌كنم اگر تلفيق مجموعه اظهارات ماه‌هاي اخير جناب‌عالي، اظهار نظر دوستان شما و بيانيه اخير، القاكننده ضعف همه كانديداها و انحصار همه راههاي نجات كشور در وجود حضرت‌عالي نبود، قطعا پاسخگويي را به پس از برگزاري انتخابات موكول مي‌كردم. اما گمان مي‌كنم امروز مهمترين گام براي انتخاب دقيق مردم آن است كه نقش هريك از كانديداهاي مطرح فعلي در شكست‌ها و پيروزي‌هاي سالهاي اخير كه بيانگر ميزان موفقيت‌هاي آتي آنان نيز خواهد بود مشخص شود.

در بخشي از بيانيه مفصل جناب‌عالي با اشاره به ترديد‌هايي كه براي كانديداتوري داشته‌ايد، آمده است: «نمي‌خواستم گمان شود كه نظام جمهوري اسلامي، توان زايش نخبگان و مديران تازه را ندارد ...» و آنگاه به مواردي از نگراني‌ها از جمله گسترش تنش‌ها، بروز گرايش‌هاي افراطي، شكل‌گيري فضاي سرد، تهديد مباني توسعه، اشاره شده كه به تعبير خود شما جناب‌عالي را به اين نتيجه رسانده كه «بنا به ضرورت آمادگي خود را براي ورود به عرصه اجرايي اعلام كنيد». اين جملات گوياي آن است كه ظاهرا جناب‌عالي به اين نتيجه رسيده‌ايد كه تنها فرد قادر به رفع آن نگراني‌ها، خود حضرت‌عالي هستيد. در حالي كه معتقدم بذر بسياري از همين نگراني‌ها در دولت جناب‌عالي گاشته شد و اكنون چيزي را دور مي‌كنيم كه خود حضرت‌عالي سالها شاهد كاشته شدن و روييدن آن بوديد و متأسفانه در برابر آن سكوت يا رفتار تأييدآميز داشتيد.

جناب آقاي رفسنجاني!
شما از گسترش تنش‌هايي سخن گفته‌ايد كه به طرد و انزواي نيروهاي گرانقدر انقلاب منجر مي‌شود. آيا راستي گمان مي‌كنيد اين موضوع دقيقا از روزي آغاز شد كه مردم با راي قاطع خود - كه نشان‌دهنده ديدگاه ملت نسبت به برخي اتغاقات گذشته بود - اداره كشور را به شخصيت ديگري سپردند؟ من معتقدم بلندترين گام در زمينه حذف و طرد نيروها دقيقا در زماني برداشته شد كه شوراي نگهببان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زيادي از اصيل‌ترين نيروهاي انقلاب و خدمتگذاران مردم را به بهانه‌هاي واهي رد صلاحيت كرد. آيا جناب‌عالي به خاطر نداريد كه تعداد زيادي از اين نيروها به استناد گزارشات غير واقعي وزارت اطلاعات تحت مديريت شما، رد صلاحيت شدند؟ آيا در جريان هستيد - كه بر اساس اخبار موجود - جرم اصلي همسر شهيد رجايي كه منجر به رد صلاحيت او شد، ادعاي اهانت به جناب‌عالي و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستين روزهاي انتخاب شما به عنوان رييس جمهور نيز مقدمات حذف و طرد نيروها ايجاد شده بود كه اينجانب در اكثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همكاري شما براي جلوگيري از آنها شدم. جناب‌عالي امروز به صورت علني يكي از دلايل بازگشت خود به صحنه را نگراني از طرد نيروهاي گرانقدر انقلاب اعلام مي‌كنيد. قاعدتا براي مردم جالب خواهد بود كه بدانند شما در برابر رد صلاحيت نيروهاي خدمتگذار به كشور و ساير تلاش‌هاي علني براي حذف نيروهاي انقلاب، كدام موضع‌گيري علني را انجام داديد؟ آيا جناب‌عالي قبول داريد كه در بعضي موارد رفتار خود شما مويد روشهاي حذف و طرد بود؟ مثلا شما نه تنها در برابر استيضاح كاملا سياسي آقاي مهندس بهزاد نبوي موضع‌گيري نكرديد، بلكه بر خلاف رويه معمول قبل و بعد از آن استيضاح، حتي حاضر به اداره جلسه استيضاح نشديد و پس از آن نيز علاوه بر سكوت در برابر رد صلاحيت آقاي نبوي درسالهاي 68 و 71، حتي نامه سرگشاده ايشان كه در اعتراض به رد صلاحيت خود خطابه به شما نوشته بود را بدون پاسخ گذاشتيد و لابد به ياد مي‌آوريد كه كسي كه برابر رد صلاحيت ايشان و برخي افراد ديگر تا حد تهديد به كناره‌گيري از انتخابات ايستادگي كرد اينجانب بودم كه به همراه ساير اضاي مجمع روحانيون مبارز در برابر آن روند ايستادگي كرديم. البته اينجانب اين كار و دفاع از ساير كساني كه صلاحيت آنها به ناحق رد شده بود را نه روندي كاسب‌كارانه بلكه به عنوان وظيفه‌اي ملي و انقلابي تلقي كرده‌ام و اكنون هم از اينكه دوستاني مانند آقاي نبوي پاداش اينجانب را مي‌دهند، دلخور نيستم.

جناب آقاي رفسنجاني!
شما حق داشتيد به خاطر اختلاف سليقه، در كابينه اول خود وزير كشور دولت قبل از شما - كه امام از او به عنواني فردي هوشمند نام برده بود و داراي سوابق انقلابي بود - را با نيروي ارزشمند ديگري جايگزين كنيد. اما آيا سكوت در برابر برخوردهاي نامناسب با ايشان و از جمله ممنوع‌الخروج ساختن وي و بازگرداندن او از فرودگاه به بهانه فعاليت‌هاي مطبوعاتي را نيز كاري پسنديده مي‌دانستيد؟ بنده يقين دارم اگر شما - كه آن روز بحمدالله قدرت كافي نيز داشتيد - در برابر ممنوع‌الخروج ساختن دو تن از نيروهاي با سابقه انقلاب كه رياست دو كميسيون مهم مجلس سوم را به عهده داشتند - آن هم تنها به بهانه اتهامات مطبوعاتي - سكوت نمي‌كرديد، امروز لازم نبود كه اينگونه در مورد طرد نيروها اظهار نگراني كنيد.

حضرت آقاي هاشمي!
من هم همانند شما نگران تضعيف ارزشها و كاهش شان و منزلت فردي آحاد مردم هستم، اما آيا در دين مبين اسلام، ارزش بالاتر از آبروي مردم وجود دارد؟ قطعا قبول داريم كه آبروي افراد حتي از خون آنان محترم‌تر است، پس جناب‌عالي با چه معياري انتخابات مجلس چهارم كه در آن بعضي از وزراي فعلي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد باكري و صدها نيروي رزمنده، ايثارگر و مخلص - كه برخي از آنها 12 سال نماينده مجلس بودند - رد صلاحيت شدند را “بسيار بسيار خوب” و “بسيار موفق” دانستيد؟ آيا اين تعبير جناب‌عالي صحه گذاردن بر آغاز روند طرد نيروها نبود؟ آيا اقدامات تخريبي صدا و سيماي تحت مديريت اخوي مكرم جناب‌عالي، برادر عزيز آقاي مهندس محمد هاشمي، عليه يكي از جناح‌هاي سياسي در جريان انتخابات بي‌سابقه مجلس چهارم، هيچ سهمي در حذف و طرد نيروها نداشت؟ جناب‌عالي پس از برگزاري انتخابات بي‌سابقه مجلس چهارم كه نخستين تجربه حذف گسترده نيروهاي انقلاب تحت عنوان غير قانوني نظارت استصوابي بود، با لبخندي رضايت‌آميز روند برگزاري آن انتخابات را بسيار بسيار خوب دانستيد. البته اين خنده و ابراز رضايت، دولت مستعجل بود و يك سال بعد از آن در جلسه‌ تحليف دومين دور رياست جمهوري جناب‌عالي، به بغضي تاثيرانگيز تبديل شد.

دوست خوبم!
به‌رغم آن‌كه جناب‌عالي نيز ثمره‌ سكوت توام با رضايت خويش در برابر ردصلاحيت‌هاي غيرقانوني را لمس كرديد، اما مردم فهيم ايران در انتخابات بعد از آن يعني دوره‌ پنجم، ششم و از همه مهم‌تر دوره هفتم مجلس، هيچ‌گاه شاهد اظهارنظر يا برخورد جناب‌عالي با روند حذف و طرد نيروها به بهانه‌ اعمال نظارت استصوابي نبودند.

دوست و همراه خوبم!
شما با اظهار نگراني نسبت به فرسايش توان نخبگان، نشان داديد كه بي‌توجهي به نخبگان را سمي مهلك براي كشور مي‌دانيد اما براي آن‌كه مردم بدانند شما از روز نخست حفظ حرمت نخبگان را لازم مي‌شمرديد، خوب است علت سكوت خود در برابر حملات وحشيانه به تريبون سخنراني برخي از نخبگان در دانشگاه اصفهان و ساير مراكز علمي و حتي بي‌پاسخ گذاشتن تظلم‌خواهي آنها را مطرح كنيد. آيا جرم آن افراد جز اين بود كه با من و شما اختلاف نظر داشتند؟ مردم به خوبي به ميزان قدرت شما و وزارت اطلاعات تحت مديريت شما آگاهي دارند و مي‌دانند در زمان مسووليت جناب‌عالي، نيروي انتظامي در هماهنگي كامل با وزارت كشور بود. پس هركس حق دارد از عدم شناسايي و مجازات عوامل حمله به نخبگان و ايجاد جو ناامني براي آنها و نيز سكوت جناب‌عالي در برابر اين اقدامات فرهنگ‌سوز كه حتي تا مرحله‌ حمله به سينماها نيز پيش رفت تعجب كند و نگران تكرار آنها در دولت بعدي نيز باشد.

جناب آقاي هاشمي!
خوشحالم كه بر توسعه و استقرار امنيت براي تداوم توسعه‌ اقتصادي سخن گفته‌ايد و اين تاكيد را طليعه‌ نيكو براي ايجاد اطمينان در فعالان اقتصادي مي‌دانم. اما توصيه مي‌كنم براي آن‌كه جديت جناب‌عالي در اين موضوع به خوبي آشكار شود، به سوالات موجود در مورد ورود وزارت اطلاعات به فعاليت‌هاي اقتصادي و شائبه‌هايي كه درباره‌ برخورد امنيتي عده‌اي از فعالان اقتصادي آن تشكيلات با رقباي اقتصادي خود وجود دارد، پاسخ دهيد. قاعدتا جناب‌عالي استحضار داريد كه يكي از گام‌هاي مهم دولت آقاي خاتمي، تعطيل فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات بود. اظهارنظر صريح جناب‌عالي در اين خصوص، هرگونه نگراني درباره‌ ورود مجدد تشكيلات امنيتي كشور به فعاليت‌هاي اقتصادي را مرتفع خواهد ساخت.

برادر عزيزم!
از شما كه جواني خود را در راه مبارزه با استبداد صرف كرده‌ايد، توقعي جز اين نبود كه از محدود شدن آزادي‌هاي اساسي آحاد مردم ابراز نگراني كنيد. اما لابد به خاطر داريد كه چگونه در سال‌هاي ابتدايي دهه‌ هفتاد، حتي آزادي‌هاي اوليه‌ جوانان توسط عده‌اي خودسر در خيابان‌هاي پايتخت سلب مي‌شد اما هيچ‌گاه عكس‌العملي جدي توسط جناب‌عالي مشاهده نشد. خاطره‌ گرفتاري‌هايي كه در سال‌هاي 69 تا 72 براي عده‌اي از فعالان سياسي به خاطر انتقاد از دولت به وجود آمد نيز هنوز از اذهان پاك نشده است و اكنون تنها راه اطمينان به آينده آن است كه شما به صراحت نسبت به آن مسايل موضع‌گيري كنيد. چرا كه برخي اتفاقات اخير از جمله نفوذي دانستن كساني كه در روز كارگر تعدادي شعار عليه بعضي مسوولان مطرح كردند اين نگراني را ايجاد مي‌كند كه در آينده نيز مانند گذشته، انتقاد از دولت و رييس آن تا حد مخالفت با پيامبر (ص) قبح شمرده شود.

جناب آقاي هاشمي!
شما با هوشمندي از تنش‌زدايي در عرصه‌ بين‌المللي و جلب اعتماد ساير كشورها سخن گفته‌ايد و بر لزوم تبديل تهديدها به فرصت تاكيد كرده‌ايد. اما با شجاعت و انصافي كه از شما سراغ دارم انتظار داشتم كه با صراحت اعلام كنيد كه در آستانه‌ تحويل دولت از سوي جناب‌عالي، حتي يك كشور اروپايي داراي سفير در ايران نبود. اين‌جانب هميشه زياده‌خواهي‌هاي ساير كشورها نسبت به كشور عزيزمان ايران را محكوم كرده‌ام اما جناب‌عالي به خوبي مي‌دانيد پس از واقعه‌ عظيم دوم خرداد و قدرت‌نمايي ملت بزرگ ايران، فرصت‌هاي طلايي در عرصه‌ بين‌الملل ايجاد شد كه بحمدالله دستاوردهايي براي ملت و كشور نيز به دنبال داشت و قطعا در سال‌هاي آينده مردم به خوبي به ثمرات آن پي خواهند برد، اما متاسفانه بعضي حركات نسنجيده در داخل حكومت و بعضي خصومت‌ورزي‌هاي جناح مقابل اصلاح‌طلبان و متاسفانه برخي فرصت‌سوزي‌هاي ناشي از اقدامات نسنجيده توسط برخي اصلاح‌طلبان، آن فرصت‌ها را يكي پس از ديگري سلب و برخي از آنها را به تهديد تبديل كرد. اين‌جانب انتظار داشتم شما در تحليلي منصفانه، از نقش ارزنده دولت فعلي در از بين بردن خصومت‌ها و ايجاد فرصت‌ها ياد مي‌كرديد و آن‌گاه به عوامل از بين رفتن برخي از اين فرصت‌ها نيز اشاره مي‌كرديد. در آن صورت مردم ما مطمئن مي‌شدند كه در دولت آينده، باز هم شاهد كاهش ارتباط با ساير كشورها و يا طرح تهديدها بزرگ عليه كشورمان نخواهيم بود.

جناب آقاي رفسنجاني!
اين‌جانب باز هم تاكيد مي‌كنم كه به هيچ وجه تمايل نداشتم فضاي انتخابات را با طرح چنين مسايلي تحت تاثير قرار دهم، بلكه معتقد بودم كه بايستي با استقبال از كانديداتوري تمام كساني كه خود را لايق خدمت به مردم مي‌دانند، ميدان انتخاب را گسترش دهيم. بر همين اساس هم در طول چند ماه گذشته همواره از ورود همه‌ كانديداها به‌ويژه جناب‌عالي استقبال كرده‌ام، اما با توجه به شائبه‌هايي كه برخي اظهارنظرهاي سابق بيانيه‌ اخير جناب‌عالي ايجاد كرد، لازم ديدم با ذكر چند نمونه و مثال، غبارهاي ايجاد شده پيرامون شخصيت و توانمندي همه‌ كانديداها جز جناب‌عالي را برطرف و شمه‌اي از مسايل سابق و گوشه‌اي از ريشه‌ نگراني‌هاي حضرت‌عالي را بازگو كنيم. جناب‌عالي به خوبي مي‌دانيد علاوه بر مسايل فوق كه تماما در رسانه‌ها و مطبوعات سال‌هاي گذشته بازتاب داشت، نكات ناگفته‌اي نيز وجود دارد كه اگر قرار بر تداوم روش‌هاي سابق و تحقير ساير كانديداها و گروه‌هاي سياسي باشد، چاره‌اي جز طرح آنها وجود نخواهد داشت، اما اين‌جانب اميدوارم همه‌ كانديداها با خودداري از تحقير ساير كانديداها در جهت تشويق مردم به توجه نسبت به برنامه‌ها گام بردارند. در آن صورت هرچه مورد پذيرش مردم قرار گيرد، براي همه محترم و قابل قبول خواهد بود. ضمن آن‌كه اين روش، حضور گسترده‌تر مردم در انتخابات را نيز به دنبال خواهد داشت.

براي شما سلامتي و بهروزي آرزو مي‌كنم.

با احترام
مهدي كروبي

 

منبع : http://www.baztab.com/news/24461.php

به شایعات اصلاٌ توجه نکنیم ... اما القابی مانند دکتر و مهندس که شایعه نیست... عاقلان دانند

بابا دکتر

حامیان دکتر محمدباقر قالیباف با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: به اعتقاد ما شایعات مختلفی که این روزها از تریبون‌های مختلف رسانه ای و غیررسانه ای از جمله شایعه ترور دکتر قالیباف و یا رد صلاحیت در کنار طنزهای مختلفی که از سوی نویسندگان مختلف در حال ارائه و انتشار است، همه و همه خود نشانه‌ای از ضعف رقبای انتخاباتی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در رقابت انتخاباتی با دکتر قالیباف است.
به گزارش دفتر قالیباف، در ادامه این بیانیه آمده است: بر اساس تماس خبرنگاران مختلف رسانه‌های گروهی داخلی و بین‌المللی در خصوص شایعه رد صلاحیت دکتر محمدباقر قالیباف نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌شود: چنین شایعاتی خوراکهای تبلیغاتی است که معمولا جناحهای مختلف سیاسی و بویژه مخالفان دکتر قالیباف به دلیل نگرانی‌های آنها در رقابت سالم و آزاد در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که اقدام به انتشار آن می زنند.
به اعتقاد ما همچنان که قبلا نیز در سایت اینترنتی خویش خبر داده بودیم، عده‌ای در تلاش هستند تا شورای نگهبان قانون اساسی صلاحیت دکتر قالیباف را در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، رد کند تاکید می کنیم: ظاهرا این عده با توجه به شیوه‌های تخریبی و شناخته‌شده سعی می‌کنند و امروز نیز در تلاش هستند زمینه و بستر لازم چنین خواسته‌ای را با افزایش فشارهای روانی بر شورای نگهبان در تن دادن به خواست این عده برای رد صلاحیت دکتر قالیباف فراهم آورند.
حامیان مستقل دکتر قالیباف در آینده بسیار نزدیک با صدور بیانیه‌ای، با تجزیه و تحلیل شرایط موجود، تحلیل خود را نسبت به ایجاد فضای انحصارطلبانه رسانه‌ای در جهت برنده شدن نامزدهایی خاص در نهمین دوره انتخابات برای آگاهی هموطنان انتشار خواهد داد.
به اعتقاد ما، حتی صدور اطلاعیه شورای نگهبان در خصوص عدم فعالیت‌های انتخاباتی که خلاف دیدگاه‌های عمومی کشور در خصوص تلاش برای مشارکت حداکثری و خلاف رویه انتخاباتهای ریاست جمهوری در دوره‌های پیشین است به نوعی تلاش در جهت جلوگیری از ریزش رایهای نامزدهایی خاص است، چرا که همه کارشناسان و فعالان نهمین دوره انتخابات شاهد بودند که در ماراتون زودهنگام نهمین دوره انتخابات، روند صعودی و تصاعدی رشد اقبال عمومی دکتر قالیباف نسبت به دیگر نامزدان ریاست جمهوری، فاصله‌های بسیار معناداری را حکایت می‌کرد.

تنش در مجلس درباره خبرنگاران (این قصه سر دراز دارد...)

این اشاره به سوی کیست ؟

شرق آن لاين : ايراد تذكرات آئين نامه اى صريح از سوى چند نماينده در خصوص نحوه رابطه مجلس با رسانه هاى جمعى باعث شد تا «غلامعلى حداد عادل» رئيس مجلس به منظور جلوگيرى از گسترش اين تذكرات به مدت ۲۰ دقيقه به مجلس تنفس دهد.
اين تنفس در حالى اعلام شد كه مجلس براى راى گيرى از حد نصاب لازم افتاده بود.
بحث هايى كه امروز بين مهدى كوچك زاده نماينده تهران و عضو ائتلاف آبادگران با «قدرت الله عليخانى» نماينده آوج و بوئين زهرا و عضو فراكسيون اقليت رخ داد در ادامه ماجرايى بود كه روز سه شنبه در صحن علنى و در پى آن راهرو هاى مجلس به وقوع پيوست.
روز سه شنبه كوچك زاده در اعتراض به انتشار يك گزارش در روزنامه شرق تذكر آئين نامه اى داد و سپس با خبرنگار پارلمانى شرق و در پى آن با ساير خبرنگاران پارلمانى درگير شد.
بازتاب رسانه اى اين حادثه باعث شد تا كوچك زاده امروز هم از طريق تريبون مجلس يك تذكر آئين نامه اى بدهد. مهدى كوچك زاده استاد دانشگاه، نماينده تهران و نايب رئيس كميسيون اصل نود مجلس هفتم است.
وى در تذكر آئين نامه اى خود دست اندركاران يك روزنامه را به دريافت سفارش براى تخريب چهره برخى افراد از جمله خودش متهم كرد.
وى گفت: آقاى كارپرداز فرهنگى بايد به قانون عمل كند و از حيثيت مجلس با تمام توان و راهكارهاى قانونى دفاع نمايد چراكه مجلس و حيثيت آن، ملك شخص هيچ يك از ما نيست كه بتوانيم از تعدى ديگران به آن در هر جايگاهى كه باشند، گذشت كنيم.
كوچك زاده سپس حداد عادل را مخاطب سخنان خود قرار داد و گفت: رياست محترم! چند هفته قبل از طريق منبع موثقى مطلع شدم كه به يكى از دست اندركاران مطبوعات زنجيره اى سفارش تخريب چهره برخى افراد در روزنامه ها داده شده كه نام اينجانب نيز جزء آنها بود. ابتدا چون شواهد و دلايل متقنى براى اين خبر نداشتم مايل به باور آن نبودم اما به مرور مطالبى تحريف شده با مونتاژ عكس هايى خاص از اينجانب به چاپ رسيد كه احتمال صحت آن خبر در ذهنم قوت گرفت. تا اينكه همه همكاران شاهد بودند كه در روز دوشنبه روزنامه شرق كار صد درصد كذبى را به اينجانب و چند نفر ديگر از همكاران نسبت داد و همان طور كه عرض كردم با هشدار من به يكى از دست اندركاران ستاد انتخاباتى يكى از كانديداها مبنى بر طرح مسئله در مجلس، آن وابسته ستاد انتخاباتى قول داد كه شرق تكذيب مى كند و در عوض من هم حرفى از حاميان كانديداى خاصى نزنم و همه ديديم كه روزنامه شرق سه شنبه مطلب را تكذيب كرد اما با متنى كه تائيد خبر اوليه بود.
حداد عادل در واكنش به تذكر آئين نامه اى كوچك  زاده گفت :خواهش من اين است كه اگر روزنامه اى مطلبى نوشت و برخلاف بود و به هر علتى شما نظرى داشتيد اين را در مجلس مطرح نكنيد.
رئيس مجلس سپس به وقايع روز گذشته در مجلس اشاره كرد و گفت: نمونه اش هم همين موردى كه با همكار ما دكتر كوچك زاده رفتار شده كه ايشان ديروز يك تذكرى دادند، باز امروز روزنامه ها همين طور ادامه دادند، لابد صحبت امروز ايشان را هم فردا دوباره ادامه مى دهند.
اما پايان توضيحات حدادعادل با اعتراض آيين نامه اى قدرت الله عليخانى نماينده آوج و بويين زهرا همراه شد. عليخانى به وارد شدن اتهامات از سوى كوچك زاده به خبرنگاران اعتراض كرد و گفت: مطالبى كه در مجلس از قول نمايندگان بيان مى شود، بعضاً تبعات زيادى در بيرون از مجلس داشته و دارد.
عليخانى سپس رئيس مجلس را خطاب قرار داد و گفت: آقاى حداد على القاعده مطالب امروز روزنامه ها را نخوانده ايد چرا كه اكثر مطالب روزنامه ها مربوط مى شود به برخورد اين همكار عزيز ما با خبرنگاران و كسانى كه خبرنگار مجلس هستند.
عليخانى گفت: اين خبرنگاران يك يا دو نفر نبودند، بلكه ۱۴ خبرنگار شهادت داده اند و گفته اند تعابيرى كه آقاى همكار عزيز ما به كار برده اند صحيح نيست.
عليخانى گفت: من ديروز به آقاى افروغ گفتم  شما به جاى كوچك زاده تذكر بدهيد. بعد ايشان همكار ما فرمودند، من گفتم و دوباره هم مى گويم، اينها (خبرنگاران) زنازاده اند.

حمايت اصلاح طلبان كرد از نامزدى معين در نشست ايلام قطعى شد

 

شوراى هماهنگى اصلاح طلبان كرد امروز پس از برگزارى چهارمين نشست استانى اين جريان، اعلام كرد كه در بين نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى «مصطفى معين» اولويت اول اصلاح طلبان كرد خواهد بود.
اصلاح طلبان كرد كه پيش از اين سه نشست خود را در استان هاى كردستان، كرمانشاه و آذربايجان غربى برگزار كرده بودند، روز پنجشنبه ۲۲ ارديبهشت به دليل مخالفت امام جمعه و شوراى تامين استان ايلام موفق به برگزارى نشست چهارم خود در اين استان نشدند اما اصلاح طلبان كرد با برگزارى نشست چهارم در شهر كرمانشاه، به نشانه احترام به مردم ايلام و اصلاح طلبان اين شهر، تصميم گرفتند همچنان از نشست چهارم به عنوان نشست ايلام ياد شود.
در پايان اين نشست اعضاى ۱۱ نفره شوراى هماهنگى اصلاح طلبان كرد كه حدود ۱۵۰ تن از حاضرين در اين نشست ها را نمايندگى مى كنند، به راى گيرى پرداختند و از بين نامزدهاى مطرح، مصطفى معين را به عنوان اولويت نخست خود برگزيدند.
شوراى مذكور همچنين اعلام كرد كه كف حضور اصلاح طلبان كرد در انتخابات تاييد صلاحيت مصطفى معين و ابراهيم يزدى و حداقل يكى از آنان خواهد بود.
در بخشى از اين بيانيه آمده است: «اصلاح طلبان كرد مصمم به همراهى با اصلاح طلبان پيشرو كشور هستند و بنا ندارند با تك روى، نيروى اصلاح طلبان كشور در منطقه را هدر بدهند، اگر چه نگرانى خود را از تكرار انتخاباتى چون انتخابات مجلس هفتم پنهان نكرده و بر ضرورت برگزارى انتخابات عادلانه و قانونى تاكيد مى ورزند. شرايط داخلى و بين المللى نشان مى دهد عاقلانه ترين راه براى كشور فراهم كردن زمينه يك انتخابات آزاد و رقابتى است. بى گمان ممانعت از اين مسئله، افكار بيرون گرا را تقويت مى كند. ما اصلاح طلبان كرد تمام هم خود را براى تقويت دموكراسى درون زا به كار مى گيريم. اميدواريم مسئولان كشور نيز اين حساسيت زمانى را درك كنند و ديدگاه توسعه گرا را جايگزين ديدگاه هاى بسته و امنيتى در مورد مسائل اقوام از جمله منطقه كردستان بنمايند.»
در اين بيانيه با اشاره به چگونگى تدوين مطالبات پانزده گانه اصلاح طلبان كرد و ارائه آن به نامزدهاى اصلاح طلب آمده است: «در اين مذاكرات دكتر معين (و تيم حامى وى) تنها كسانى بودند كه به طور صريح در مورد مطالبات پانزده گانه اصلاح طلبان كرد اظهارنظر و از آن حمايت علنى كردند. دكتر معين و معاون اول وى دكتر رضا خاتمى صريحاً گفته اند مطالبات هم ميهنان كرد را مشروع و در چارچوب قانون اساسى تلقى كرده و از آن حمايت مى كنيم و گفته اند استفاده از نيروهاى شايسته كرد و اهل سنت در كابينه معين قطعى است.»
اصلاح طلبان كرد در عين حال از «مباحثات و مذاكرات به عمل آمده با  آقاى مهدى كروبى و نگرش توام با احترام ايشان به مسائل كردها و كردستان» استقبال كرده اما در نهايت اعلام داشته اند: «از بين نامزدهايى كه به صراحت مطالبات پانزده گانه كردها را پذيرفته اند مصطفى معين اولويت اول اصلاح طلبان كرد تلقى مى شود و اعلام مى كنيم كف حضور اصلاح طلبان كرد در انتخابات ۲۷ خرداد، تاييد صلاحيت آقايان مصطفى معين و ابراهيم يزدى يا حداقل يكى از آنان خواهد بود.»

منبع : http://www.sharghnewspaper.com/840228/html/online.htm#s228423

نامه رحمانیان مدیر مسئول روزنامه شرق به حدادعادل

این هم نوشته روزنامه شرق با رعایت اصول احترام...

تعرض كوچك زاده به خبرنگار پارلمانى شرق
۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۴
شرق آن لاين : انتقاد چند تن از نمايندگان مجلس درباره چگونگى انتشار اخبار مجلس در مطبوعات و نحوه ارتباط كارپرداز فرهنگى مجلس با رسانه ها براى دقايقى جو علنى مجلس را ملتهب كرد.
اعتراضات از آنجا آغاز شد كه «مهدى كوچك زاده» نماينده تهران در تذكرى آيين نامه اى حركت به سمت تريبون ناطق پيش از دستور در جلسه علنى مجلس را تكذيب كرد و آن را «خلاف واقعيت و داستانى خيالى» ناميد.
چند روزنامه صبح تهران روز دوشنبه اخبارى منتشر كردند مبنى بر اينكه چند تن از اعضاى ائتلاف آبادگران از جمله الياس نادران و مهدى كوچك زاده نسبت به ايراد نطق پيش از دستور ناصر نصيرى نماينده دشت مغان در حمايت از كانديداتورى هاشمى رفسنجانى اعتراض كردند.
كوچك زاده امروز با استناد به گزارش منتشر شده در روزنامه شرق گفت: اين روزنامه در شماره روز دوشنبه در وسط صفحه هفت در خصوص نطق يكى از همكارانم كه در آن از يكى از نامزدهاى رياست جمهورى حمايت شده بود، با تيتر «اعتراض به نطق نصيرى» نوشت كه افروغ به نشانه ناراحتى از اين نطق صحن علنى مجلس را ترك كرد و مهدى كوچك زاده نيز در حين نطق به سمت تريبون حركت كرد كه سعيد ابوطالب مانع حركت او شد.
كوچك زاده با اعتراض نسبت به اين بخش از گزارش روزنامه شرق گفت: اين داستان خيالى حاكى از يك جريان حساب شده و برنامه ريزى شده براى تخريب چهره اصولگرا و عدالتخواه مجلس از يك سو و تبليغ برخى از كانديداها در قالب نوعى مظلوم نمايى و همچنين تلاش براى كتمان برخى سياست ها و عملكردهاى گذشته است.
وى گفت: اين مطالب در حالى منتشر شده است كه كسى به سوى تريبون ناطق حركت نكرد.
غلامعلى حدادعادل رئيس مجلس هم در پاسخ به تذكر آيين نامه اى كوچك زاده از وى خواست تا تكذيبيه خود را به روابط عمومى مجلس ارائه دهد.
اما پس از اينكه جلسه علنى مجلس پايان يافت، مهدى كوچك زاده كه به نظر مى رسيد همچنان از گزارش منتشر شده عصبانى است به سمت خبرنگار پارلمانى شرق كه اين گزارش را تنظيم كرده بود، آمد و وى را با الفاظى ناپسند مخاطب قرار داد.
كوچك زاده كه به علت عصبانيت تا حدودى كنترل رفتارى خود را از دست داده بود پس از گذشت لحظاتى بار ديگر و با عصبانيت بيشتر خبرنگار شرق را با الفاظ ناپسند ديگرى تهديد كرد
كوچك زاده اين سخنان را در حالى بيان مى كرد كه با دست خود چانه خبرنگار پارلمانى شرق را گرفته بود و مرتب او را به چپ و راست هل مى داد.
در اين لحظه «على زادسر» نماينده جيرفت سر رسيد و از كوچك زاده خواست تا بر اعصاب و رفتار خود مسلط شود.
زادسر پس از گذشت چند دقيقه به جمع خبرنگاران پارلمانى كه شاهد اين ماجرا بودند آمد و گفت: من از جانب نمايندگان از شما خبرنگاران عذرخواهى مى كنم و خواهش مى كنم به خاطر اين كه مسائل حاشيه اى و بى مورد پيش نيايد از دامن زدن به اين موضوع خوددارى كنيد.
اما اين تمام ماجرايى كه ديروز در مجلس رخ داد، نبود.
«سعيد ابوطالب» نماينده تهران و ديگر عضو ائتلاف آبادگران نيز در تذكرى آئين نامه اى هيات رئيسه مجلس و كارپرداز فرهنگى را درخصوص مطالبى كه در روزنامه ها عليه نمايندگان نوشته مى شود، مقصر دانست.
وى گفت: هجمه به مجلس و اخبارى كه عليه نمايندگان درج مى شود، در واقع مقابله مطبوعات با كارپرداز فرهنگى هيات رئيسه مجلس است.
ابوطالب سپس به انتقاد از عملكرد كارپرداز فرهنگى مجلس پرداخت و گفت: اگر اين كارپرداز تعامل مناسبى با مطبوعات برقرار مى كرد، اين مباحث رخ نمى داد.
وى گفت: ايشان بايد اين رابطه را ترميم كند.
اما هنوز يك ساعتى از تذكر نمايندگان نگذشته بود كه محسن كوهكن نماينده لنجان و كارپرداز فرهنگى مجلس توضيحاتى را از تريبون مجلس ايراد كرد. در اين لحظه حداد عادل دستور جلسه علنى مجلس را كه بررسى يك لايحه بود، متوقف كرد و در پى آن كوهكن تذكر آيين نامه اى داد. وى گفت: هيات رئيسه مجلس تصميمات لازم را اخذ مى كند و ما هم مجرى مصوبات هيات رئيسه هستيم.
منبع : http://www.sharghnewspaper.com/840228/html/online.htm#s228423

بخونین و قضاوت کنین... شرم باد

نايب رييس كميسيون اصل نود مجلس هفتم خطاب به خبرنگار روزنامه شرق : بي پدر و مادر؛ اين قدر
بنويسيد تا جانتان بالا بيايد؛سردبيران فاسد مطبوعات كشور يك مشت جوان كه به خاطر مسايل اقتصادي گرفتار هستند، بكار مي‌‏گيرند ؛ شما خبرنگاران يک مشت دروغگو هستيد

نايب رييس كميسيون اصل نود مجلس هفتم كه به چاپ مطلبي در يك روزنامه صبح معترض بود، در راهروي مجلس با خبرنگاران پارلماني آن روزنامه درگير شد.

به گزارش" ايلنا" كوچك‌‏زاده كه پيش از آن در صحن علني مجلس نيز در اين باره تذكر آيين نامه اي داده بود، در حالي كه چانه خبرنگار پارلماني روزنامه شرق را گرفته بود، گفت: از اين به بعد مواظب خودت باش.

كوچك زاده پس از آن اندكي از آن خبرنگار فاصله گرفت و گفت: " بي پدر و مادر"
خبرنگاران پارلماني، پس از مشاهده حضور مهدي كوچك زاده در راهرو از او درباره علت نحوه برخوردش با يكي از خبرنگاران پارلماني سوالاتي را مطرح كردند و از او به خاطر لحن نامتعارفش به آن خبرنگار انتقاد كردند.
كوچك زاده در پاسخ به خبرنگاران گفت: اين گفته خبرنگاران احتياج به تكذيب ندارد، اينها همه‌‏شان كذابند، چيزي كه ما امروز صبح در تريبون عمومي به مردم گفتيم، نشانه كذب و كذابي اينها (خبرنگاران ) بود.
وي افزود: اين‌‏ها ممكن است، بنويسند فلاني فلان كار را هم كرد، من كه نمي‌‏توانم كاري بكنم، يك مشت كذاب از خدانترس و بي‌‏دين را من چه كار مي‌‏توانم بكنم؟!
كوچك زاده خطاب به خبرنگاران پارلماني ادامه داد: شماها پيش خدا مسووليد كه بنويسيد؛ ما شاهديم (كوچك زاده) چنين كاري كرد.

نايب رييس كميسيون اصل 90 مجلس هفتم گفت: شما بنويسيد دروغ است.
وي پس از آن كه امتناع خبرنگاران را ديد، افزود: اين قدر بنويسيد تا جانتان بالا بيايد، بحث من اين است كه بنده وقتم را براي تكذيب كردن حرف آدم‌‏هاي كذاب نمي‌‏گيرم.
كوچك زاده در پاسخ به يكي از خبرنگاران كه خود را شاهد ماجرا معرفي كرد و گفت: تو هرچه گفتني دروغ است، برو بنويس من مشكلي با نوشتن ندارم.
عضو ائتلاف آبادگران در مجلس هفتم گفت: من هيچ كاري نمي‌‏توانم بكنم، من به آن خبرنگار هم گفتم كه برو حيا كن، شرف داشته باش.
وقتي يكي از خبرنگاران به كوچك زاده گفت: شما به آن خبرنگار گفتيد؛ بي‌‏پدر و مادر، وي پاسخ داد: اين تويي كه مي‌‏گويي، تويي كه دروغ مي نويسي، بنده يك حرفي را در برابر 60 ميليون نفر ملت ايران زدم.
كوچك زاده گفت: من به همه خبرنگاران مي‌‏گويم؛ برويد حيا كنيد. خبرنگار يكي از روزنامه‌‏ها كه از تكذيب هاي كوچك‌‏زاده خشمگين شده بود، به او گفت: من وضو مي‌‏گيرم و به قرآن قسم مي‌‏خورم كه شما به خبرنگار گفتي؛ "بي پدر و مادر".

كوچك زاده پاسخ داد: تو كه قرآن را قبول نداري، كسي كه معلوم شده دروغ مي‌‏گويد قرآن را قبول ندارد، برويد بنويسيد ولي اين دروغ را آن روزنامه گفته و مي‌‏تواند از آن بالاتر هم بگويد.
نماينده تهران رو به خبرنگاري كه به او عبارت" بي پدر و مادر" را يادآور شده بود، گفت: اين تويي كه اين حرف را مي زني كه نه خدا را قبول داري و نه چيز ديگري را، اين كذب است.
وي اضافه كرد: بحث ما اين است كه شما خبرنگاران يك مشت آدم دروغگوييد كه به هيچ چيزي معتقد نيستيد و به خاطر فشارهاي اقتصادي كار مي‌‏كنيد، بارها همين خبرنگاران به من گفته اند؛ براي فشار را اقتصادي كار مي‌‏كنند.
وقتي كه خبرنگاري پرسيد؛ كدام خبرنگار اين حرف را زده است؟ كوچك زده گفت: همين خانمي كه از مجلس بيرونش كردند ( مسيح علی نژاد).
عضو ائتلاف آبادگران در مجلس هفتم افزود: شما مي‌‏خواهيد يك لقمه نان بخوريد، شما براي يك لقمه نان به خدا و پيغمبر هم دروغ مي‌‏بنديد.
كوچك زاده ادامه داد: شما فكر مي‌‏كنيد نوشتن اين مطالب براي من اسباب نگراني است، هرچه مي‌‏خواهيد بنويسيد.

نماينده تهران در مجلس هفتم تصريح كرد: سردبيران فاسد مطلبوعات كشور يك مشت جوان كه به خاطر مسايل اقتصادي گرفتار هستند، بكار مي‌‏گيرند، اين خبرنگاران از مجلس دروغ براي مردم مخابره مي‌‏كنند.
در اين هنگام محمود محمدي، نماينده آباده در مجلس هفتم، كوچك زاده را از جمع خبرنگاران دور كرد.

بيش از بيست نفر از خبرنگاران پارلماني در اعتراض به اقدام مهدي كوچك زاده، نايب رييس كميسيون اصل نود و عضو ائتلاف آبادگران در برخورد توهين‌‏آميز و فيزيكي با يك خبرنگار در راهرورهاي مجلس نامه اي خطاب به كارپرداز فرهنگي مجلس هفتم نوشتند و نسبت به اين اقدام اعتراض كردند.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايلنا خبرنگاران در اين نامه با بيان اينكه خبرنگاران پارلماني روز سه شنبه شاهد برخورد فيزيكي يكي از نمايندگان مجلس با يكي از خبرنگاران پارلماني بودند، تصريح كرده‌‏اند: متاسفانه چنين اعمالي بارها تكرار شده است، قاطعانه تقاضا داريم برخورد قانوني صورت گيرد، در غير اين صورت راهكار ديگري در پيش خواهيم گرفت.
اين نامه با بيش از 20 امضاء به كارپرداز فرهنگي مجلس هفتم ارائه شد.

 منبع : www.groups.yahoo.com/group/IRAN_emrooz

 

معين : سه راه براي نجات كشور بيشتر نمي‌شناسم:دموكراسي، دموكراسي، دموكراسي ...

دكتر مصطفي معين در سالن شهيد چمران دانشكده فني در جمع صدها تن از دانشجويان و اساتيد دانشگاه تهران دموكراسي را خواست و مطالبه ملت ايران دانست و گفت: «در شرايط حال حاضر كشور و براي بدست آوردن و استفاده از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي ملي و مقابله با تهديدها و آسيب‌پذيري‌ها در همه ابعاد داخلي و خارجي تنها سه راه براي نجات كشور مي‌شناسم: دموكراسي، دموكراسي و دموكراسي»
وزير سابق علوم تحقيقات و فن‌آوري با ياد كردن از مهندس مهدي بازرگان و دكتر مصطفي چمران به عنوان چهره‌هاي شاخص دانشكده فني، كه عنصر دانشگاه را در عرصه سياسي نمايندگي مي‌كردند اظهار داشت: دغدغه اين مردان بزرگ طرح نهاد دانشگاه در عرصه تصميم‌سازي و تصميم گيري و اقتدار «دانشگاه» در عرصه تفكر و عمل بود.»
وي همچنين از سه آذر اهورايي دانشكده فني كه جان خود را در راه دفاع از حريت و استقلال ميهن و نفي سلطه بيگانه فدا كردند ياد و به مقام همه شهداي دانشكده فني در جريان انقلاب و دفاع از ايران اداي احترام نمود.
دكتر معين از مرحوم دكتر رحمان دادمان در آستانه چهارمين سالگرد عروجش، به عنوان متفكري مدير از دانشكده فني كه چه در زمان دانشجويي و چه در زمان استادي در اين دانشكده از محورهاي تلاش و فعاليت در عرصه مبارزه و تلاش فعاليت سياسي، اجتماعي و مديريت اجرايي كشور بود، ياد نمود.
نامزد انتخابات رياست جمهوري دور نهم با تأكيد بر جايگاه دموكراسي در ميان مطالبات انباشته شده ملت ايران گفت : «براي پيشبرد آنچه خواسته‌هاي اكثريت ملت ايران است، چاره‌اي نداريم جز آنكه با هر چه پررنگ تر كردن نگاه و فهم حقوق‌بشري از اصول قانون اساسي، قرائتي كاملاً دموكراتيك از آن را به جاي قرائت‌هاي جزمي و محدود كه نتيجه‌اي جر ترويج اقتدارگرايي در حكومت ندارد، جايگزين كنيم.»

وي افزود «انتخابات هم جزيي از اين راه است و وسيله‌اي است براي تحقق خواسته‌هاي ملت به روش دموكراتيك.»

دكتر معين تأكيد كرد:‌«آلترناتيو دموكراسي، استبداد و ديكتاتوري است، با هيچ پسوند و پيشوندي نمي‌توان روح دموكراسي را مخدوش كرد.»
نامزد اصلاح‌طلبان پيشرو در انتخابات دور نهم رياست جمهوري اظهار داشت: «اين يك سوء تفاهم جدي است كه به اصل دموكراسي تنها با عينك سياسي نگاه كنيم. دموكراسي مفهومي عام است كه به همه ابعاد زندگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه منوط و مربوط مي‌شود.همانگونه كه وقتي از مفهوم عدالت سخن مي‌گوييم آن را بلافاصله بايد در حوزه‌هاي مختلف تخصيص بزنيم و از عدالت سياسي، عدالت اجتماعي و عدالت اقتصادي سخن بگوييم دموكراسي نيز در حوزه‌هاي مختلف معنا مي‌يابد. دموكراسي سياسي، دموكراسي اجتماعي و دموكراسي اقتصادي هر سه در كنار هم معنا مي‌يابد و حذف هر يك از اضلاع اين مثلث اصل دموكراسي را مخدوش و بي‌معنا مي‌كند.»
وزير سابق علوم تحقيقات و فن‌آوري تأكيد كر: «دموكراسي سياسي به اين معناست كه همه تفكرات و سلايق سياسي حق دارند كه براي عرضه انديشه سياسي خود آزادانه تلاش كنند و با افكار عمومي ارتباط برقرار كنند و خود را مسئولانه در معرض انتخاب آزاد و عادلانه آنان بگذارند.»
وي افزود :«انتخابات روز نتيجه گيري از فرايند دموكراسي سياسي است و طبيعي است كه اين فرايند در طول زمان شكل مي گيرد و نه در يك روز مشخص و پاي يك صندوق. فرايند دموكراسي سياسي سه جزء لاينفك دارد: آزادي بيان، آزادي احزاب و آزادي انتخابات»
دكتر معين با تأكيد بر نقش انتخابات آزاد در فرايند دموكراسي گفت :«يكي از دلايلي كه بايد از اصل انتخابات دفاع كرد آن است كه در آستانه هر انتخابات به طور طبيعي عيار آزادي بيان و آزادي احزاب بالا مي‌رود در فرصت انتخابات ضرورت بيشترين استفاده براي تثبيت بنيان‌هاي دموكراسي يعني آزادي بيان، آزادي احزاب و آزادي انتخابات به وجود مي‌آيد.
دكتر معين ‌دموكراسي اجتماعي را ركن ديگر دموكراسي دانست و افزود: «پيشنيازهاي رسيدن به دموكراسي اجتماعي، وجود آزادي و امنيت كامل در حريم خصوصي شهروندان، حق برخورداري شهروندان از خانواده سالم و نيز آزادي در انتخاب سبك‌هاي مختلف زندگي، پذيرفتن تكثر فرهنگي و تكثر اجتماعي و حاكميت قوانين حافظ آزادي در حوزه عمومي است.»
وزير سابق علوم تحقيقات و فن‌آوري با اشاره به جايگاه توليد فرهنگي در فرايند دموكراسي اجتماعي تأكيد كرد :«ما اجازه نداريم در توليد فرهنگ انحصارگرايي كنيم. فهم‌هاي مختلف از دين و فرهنگ و تمدن مجازند كه در فرايند توليد فرهنگي نقش ايفا كنند و به طور طبيعي در فرايند ايجاد وتقويت ارزش‌ها و هنجارها در جامعه تأثير بگذارند. اگر جرأت برخورداري جامعه از چنين سطحي از آزادي را داشته باشيم، به طور طبيعي هنجارها و ارزش هايي در جامعه تفوق و برتري مي‌يابند كه با روح و فطرت انسان و ذات و ذائقه كمال جوي بشر سازگاري بيشتري دارند.»
وي گفت :«دموكراسي اجتماعي به معناي آن است كه تك تك افراد جامعه حق مشاركت سازمان‌يافته و نهادمند در عرصه‌هاي مختلف جامعه را دارا باشند و به عنوان شهرونداني توانمند بتوانند حقوق و خواسته‌ها و مطالبات خود را دنبال كنند.»
وي با اشاره به نقش تخريبي روندهاي حذفي در دموكراسي اجتماعي افزود: «از همين منظر است كه مي‌توان گفت نظارت استصوابي در دموكراسي سياسي و حذف وسانسور در فرايند دموكراسي اجتماعي و فرهنگي به طور يكسان، ما را از رسيدن به جامعه رشيد و آزاد و خلاق دور مي‌كند.»
وي در تشريح بعد سوم دموكراسي يعني دموكراسي اقتصادي عنوان داشت: ‌اصل اوليه در دموكراسي اقتصادي اين است كه بپذيريم ايران ملك مشاع همه ايرانيان است و هيچ شخص، گروه، طبقه‌ و نهادي در برخورداري از منابع و فرصت‌هاي اقتصادي ايراني‌تر از ديگران نيست.»

دكتر معين تأكيد كرد:‌ «بي‌پرده بايد گفت پروژه ملي شدن صنعت نفت مرحوم دكتر مصدق هنوز پروژه‌اي ناتمام در اقتصاد، سياس و فرهنگ است.»
وي در تشريح اين موضوع اظهار داشت :«ساز و كارهاي موجود در توليد و فروش نفت خام ايران و رانت‌هايي كه به سبب غير شفاف بودن اين حوزه به وجود مي‌آيد در عين حال وابستگي اقتصاد و درآمدهاي كشور به فروش خام نفت به دولت‌ها اجازه مي دهد كه نقصان‌ها و كمبودها را نه از طريق روش هاي اقتصادي مبتني بر اصول دموكراسي بلكه بر اساس اصل پر كردن چاله‌‌ها با نفت جبران نمايند. مسأله‌اي كه در اين اواخر شاهد آن بوديم كه در مجلس چگونه براي تزريق و پمپاژ دلارهاي نفتي در اقتصاد مصرفي و جاري كشور بر سر صندوق ذخيره ارزي آمد گواهي ديگر بر اين مدعاست اين مسأله بنيادي يكي از مهمترين موانع دموكراسي در ايران است.»

نامزد انتخابات دور نهم رياست جمهوري اظهار داشت: «با اين نگاه است كه من براي حضور خود به عنوان عضوي از خانوادة دانشگاه در روند انتخابات دليلي داشته‌ام. اينكه در اين موقعيت كه هم فرصت‌ها و هم تهديد‌هاي جدي در سطوح ملي و بين‌المللي پيش روي ماست، در كناره نباشم، در پي كسب آبرو نروم، آبرويي در اين راه خرج كنم. اميدوارم، شما استادان، دانش‌آموختگان، دانشجويان و كاركنان عزيز مثل هميشه راهنما و كمك من و امثال من باشيد.»
وي در پايان عنوان داشت:‌«اجازه دهيد حرفم را در اين جلسه خلاصه كنم، من براي نجات كشور از اين تهديدها و فعليت بخشيدن به همة فرصت‌ها در اين هر سه عرصه، سه راه بيشتر نمي‌شناسم: دموكراسي، دموكراسي، دموكراسي.»

!!!

شما به این چی میگین؟

http://www.rafsanjani.com/

من فقط میگم : بدون شرح !!!

به این دلیل : http://www.rafsanjani.com/index.php?action=results&poll_ident=4

مشارکت و مصطفی معین از کاندیدا توری میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد !

 

محمدرضا خاتمی گفت: « توانایی‌ها و ویژگی خاص موسوی باعث شده است تا عده ای همچنان به حضور ایشان در انتخابات علاقمند باشند

دبیر کل جبهه مشارکت، امروز در حاشیه هشتمین کنگره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ضمن بیان مطلب فوق افزود: « جبهه مشارکت و هم چنین مصطفی معین در صورت حضور میر حسین موسوی با کمال میل از کاندیدا توری ایشان حمایت خواهد کرد.

خاتمی درباره حضور جنتی در شورای مصلحت ‌سنجی اصولگرایان گفت : « حمایت این اعضا از کاندیدای محافظه کار مسأله تازه‌ای نیست . این عده در انتخابات مجلس هفتم نیز طوری عمل کردند که کاندیداهای جناح مورد نظرشان در انتخابات پیروز شود. »

http://www.9line.ir/comments.asp?id=856

این مطلب از وبلاگ دکترمعین آمده است ...

«استعفا» هم كم‌كم دارد به يكي از موضوعات اساسي بحث‌هاي سياسي تبديل مي‌شود. در سفرها و برنامه‌هاي انتخاباتي هفته‌هاي اخير، دهها و شايد صدها بار با سؤالاتي درباره دو استعفايم در دوران وزارت و احتمال استعفا در دوران رياست‌جمهوري مواجه شده‌ام و مي‌شوم. در پيام‌هاي قبلي و نظرات همين چند روزه در وبلاگ هم چند بار درباره بحث شيرين استعفا! سؤال شده است.

جالب اين است كه دامنه انتظارات و ديدگاهها در اين زمينه بسيار متنوع است و طيفي را تشكيل مي‌دهد كه دو سر آن صد هشتاد درجه با هم فاصله دارند! بعضي مي‌گويند تو كه نتوانستي يك وزارت را نگه داري و استعفا دادي، چگونه مي‌خواهي رئيس‌جمهور شوي؟! بعضي هم طوري حرف مي‌زنند كه انتظار دارند فرد تا در انتخابات پيروز شد، قانون اساسي را مطالعه كند و وقتي اختيارات خود را ديد، بلافاصله استعفا دهد!! يا اگر با كوچكترين مقاومت و سنگ‌اندازي روبرو شد، بي‌مقدمه تهديد به استعفا كند!

البته اين دو سر طيف، اقليت هستند و در اين ميان، اكثرا با دو استعفاي من در دوران وزارت علوم خصوصا اولي كه در اعتراض به حمله به كوي دانشگاه بود، اظهار همدلي مي‌كنند. اما به هر صورت سؤالات و ابهاماتي در اين باره وجود دارد كه ديدم بد نيست در اينجا چند كلمه‌اي در اين خصوص توضيح بدهم.

استعفاي كوي دانشگاه، يك كار آرماني از روي مسئوليت و وظيفه بود. من آن استعفا را، بي تعارف، يكي از نقاط طلايي زندگي‌ام مي‌دانم، كه ملاحظه هيچ منفعت و روابط سياسي را نكردم و در دفاع از حقوق دانشجويان استعفا دادم. اتفاقا خدا هم كمك كرد و اين استعفا بيشتر از آنچه كه انتظار داشتم، تأثير خود را گذاشت و حقانيت و مظلوميت دانشگاه را نشان داد و چهره عاملان حمله وحشيانه به خوابگاه كوي را در پيشگاه ملت رسوا كرد. اين مورد كه اصلا توضيح نداشت!

اما در مورد استعفاي دوم هم بايد عرض كنم كه يك مدير وقتي در مسئوليتي قرار مي‌گيرد، علي الاصول ايده‌ها و شعارها و برنامه‌هايي دارد كه بر آن مبنا انتخاب شده و مي‌خواهد به آنها عمل كند. اگر برنامه من در وزارت علوم كه محور آن تغيير ساختار اين مجموعه بود، برنامه نامناسبي بود يا به صلاح كشور و دانشگاه نبود، چرا با حمايت گسترده دانشگاهيان، نخبگان، حوزه‌هاي مختلف دولت، مجلس شورا و شخص رئيس جمهور مواجه شد؟ اگر اين برنامه عملي نبود، پس چطور مورد تأييد مجلس، سازمان مديريت و بسياري از كارشناسان امر بود؟ اگر اين برنامه مخالف شرع يا قانون اساسي بود، چطور ممكن بود با اين طيف گسترده استقبال و حمايت‌ها روبرو شود؟

اما اگر اينها نبود و اين برنامه حقيقتا بهترين كاري بود كه مي‌شد در راه توسعه علم و پژوهش و فناوري‌ها در ايران انجام داد، و اگر سپردن كار دانشگاه به خود دانشگاهيان يك امتياز بزرگ اين روند و يك حركت رو به جلو بود، و اگر نوسازي بوروكراسي كهنه وزارت علوم تنها چاره نظام دانشگاهي اين كشور براي خروج از ركود و برداشتن يك خيز بلند بود، پس به من حق بدهيد كه حتي حاضر باشم مقام و موقعيت و بلكه حقوق و حتي آبروي خود را هم براي اين مسئوليت سنگين و خطير و سرنوشت‌ساز فدا كنم.

استعفاي دوم از وزارت، علاوه بر اعتراض به ايجاد موانع در راه قانون تغيير ساختار وزارت، براي كشور فرصت‌هاي جديدي ايجاد كرد. من از وزارت علوم رفتم، اما همان‌طور كه حدس مي‌زدم با رفتن من بخشي از حساسيت‌ها برطرف شد و غير از دو سه مورد، قسمت عمده قانون تصويب شد و در حال حاضر اجرا مي‌شود. همين چند هفته پيش خبر رسيد كه بالاخره «ذي‌حسابي» از دانشگاه بيرون رفت؛ يعني ديگر با دانشگاه مانند يك اداره دولتي كه بايد بر امور ريز مالي آن نظارت كرد، برخورد نمي‌شود. اين جنبه‌اي از «استقلال دانشگاه» است كه ما دنبالش بوديم و ان‌شاء‌الله به آن مي‌رسيم. اين كار بالاخره انجام شد، حالا چه فرقي مي‌كند كه چه كسي در زمان اجراي آن وزير علوم باشد!

ما مي‌خواستيم دانشگاه را به اهل دانشگاه بسپريم و دست غير دانشگاهيان را از اين حوزه كوتاه كنيم. مدعي بوديم كه نخبگان و فرهيختگان دانشگاهي شايستگي دارند كه خودشان دانشگاه را اداره كنند و نياز به قيم نداشته باشند؛ خواه اين قيم دولت باشد، يا شوراي انقلاب فرهنگي يا هر فرد يا نهاد ديگري. در نهايت تصميم نهايي براي استعفا را وقتي گرفتم كه ديدم تلاش‌هايم براي قانع كردن بزرگان مملكت درباره قانون تغيير ساختار وزارت علوم و لزوم سپردن دانشگاه به دانشگاهيان و بهتر شدن اوضاع قانوني و علمي و مالي دانشگاهها به جايي نمي‌رسد؛ و در اين زمان در لزوم استعفا ديگر هيچ ترديدي نداشتم. استعفايي كه هم اعتراض بود و هم ايجاد فرصت.

در مورد دوران رياست جمهوري هم همينطور است. سمت رياست جمهوري وقتي بدرد مي‌خورد كه فرد بتواند طبق تحليف و سوگند قانون اساسي، پاسدار حقوق و آزادي‌هاي ملت باشد. البته همه‌جا گفته‌ام كه من از «صداقت» شروع مي‌كنم و با «صميميت» در عين «صراحت» ادامه مي‌دهم. در برابر مشكلات هم «صبوري» پيشه خواهم كرد و حاضرم حتي در صورت امكان از حقوق خود نيز بگذرم تا امور با خوبي و خوشي سامان يابد. اما اگر در نهايت در مورد يا مواردي ديدم كه صحبت از حقوق رئيس‌جمهور نيست و خداي‌نكرده دارد حقوق مردم تضييع مي‌شود، آن موقع وقت «صلابت» است، كه نشانه آن ايستادگي تا آخر است.

اگر اين كار به درستي انجام شود، ديگر به استعفا نيازي نيست. من اميد و اطمينان دارم كه به ياري خدا و خواست ملت، كار اين ملك و ميهن بالاخره با همه سختي‌ها و دشواري‌ها رو به سامان خواهد رفت. بايد اميد داشت...

http://www.drmoeen.ir

مملکت ما رو ببین ...

دختر و پسر 22 ساله اي كه قصد ازدواج با هم را داشتند، متوجه شدند خواهر و برادر ناتني يكديگرند.

سايت حادثه به نقل از روزنامه شرق: «زيبا» و «محمدرضا» در جشن عروس خود پي بردند كه از يك پدر هستند. زماني تمامي ميهمانان حيرت زده شدند كه فهميدند مادر عروس و مادر داماد، هوو هستند و طي 22 سال زندگي از ازدواج شوهرشان اطلاع نداشتند. «عفت» مادر «زيبا» و همسر اول «محسن» در حالي كه شناسنامه و عقدنامه خود را در دست گرفته و در دادگاه طلاق از اين اتاق به آن اتاق مي رفت به خبرنگارها گفت:دختر يك تاجر پارچه هستم. تا 15 سالگي زندگي خوبي را در خانه پدرم داشتم تا اين كه روزي پسر يكي از همكارانم به خواستگاري من آمد و به علت موقعيت خوب او خانواده ام با ازدواج ما موافقت كردند و به سرعت بساط عقد و عروسي به راه انداختند. من هم زندگيم را با محسن آغاز كردم. او به من عشق مي ورزيد و از رفتار من راضي بود.وي از آن جايي كه راننده كاميون بود هفته اي چند روز را به ناچار در خارج از خانه و در جاده ها و شهرستان ها سپري مي كرد

بقیه مطلب به دلیل خسته کننده بودن حذف گردید خودتون میتونین آخرشو حدس بزنین دیگه ... نه؟

دردهای من !

دردهاي من
جامه نيستند
تا زتن درآورم
چامه و چكامه نيستند
تا به رشته ي سخن در آورم
نعره نيستند
تا زناي جان برآورم
دردهاي من نگفتني
دردهاي من نهفتني است
دردهاي من
گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست
درد مردم زمانه است
مردمي كه چين پوستينشان
مردمي كه رنگ روي آستينشان
مردمي كه نامهايشان
جلد كهنه ي شناسنامه هايشان
درد مي كند
من ولي تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده ي سرودنم
درد مي كند
انحناي روح من
شانه هاي خسته ي غرور من
تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است
كتف گريه هاي بي بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهاي پوستي كجا؟
درد دوستي كجا؟
اين سماجت عجيب
پافشاري شگفت دردهاست
دردهاي آشنا
دردهاي بومي غريب
دردهاي خانگي دردهاي كهنه ي لجوج
اولين قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم؟
درد رنگ و بوي غنچه ي دل است
پس چگونه من
رنگ وبوي غنچه را ز برگهاي تو به توي آن جدا كنم؟
شعر تازه ي مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در اين ميانه من
از چه حرف مي زنم؟
درد حرف نيست
درد نام ديگر من است
من چگونه خويش را صدا كنم؟

کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی !!!

به یاد زنده یاد علی حاتمی که در هزاردستان از مردم به نام جماعت خواب و آدمهای چرتی باد کرد