عجیب روزگاری است ، شکاف میان جناح های گرداننده کشور آنقدر عمیق است که به سمت فاجعه ای ملی پیش میرویم دیر یا زود این شکاف که با علایم بسیاری تا کنون نمود داشته است باعث برپایی جنگ داخلی خواهد شد.

کارشکنی های فراوان در دو دوره دولت خاتمی ، عدم همگونی مجلس هفتم با دولت ، مداخله های بی جای شورای نگهبان ، عدم رعایت بندهای قانون اساسی ، نادیده گرفتن مردم و حقوق آنها به طور گسترده همه و همه از عواملی است که به هرج و مرج سیاسی دامن میزند و در این میان فقط و فقط مردم هستند که آسیبهای فراوان احتماعی و فرهنگی متوجه آنهاست.

انتخابات اخیر هم نمونه بارزی از تخلفات سازمان یافته و نمود شاخص مبارزه با اصلاحات بود هرچند تفاوت آرا در نتایج وزارت کشور و شورای نگهبان دال بر این مدعاست که جناح محافظه کار با تمسک به هر مستمسکی سعی در حفظ قدرت دارد و با یقین به عدم داشتن جایگاهی هرچند ناچیز در بین توده مردم با ایجاد محیط خفقان به این خواسته جامه عمل میپوشاند.

هنوز مشخص نیست که چه عاملی باعث شد ناگهان یکی از کاندیدا ها به طور غیر قابل باوری به آرای میلیونی دست یابد. چهره ای که نه تنها مانند دیگران شناخته شده نبود که شاید حتی در جاهایی هم که شناخته شده است به عنوان اصول گرایی به شدت تندرو  مطرح بود.

تاریخ نشان داده است که همیشه تمدید شدن زمان انتخابات را میتوان با وقت تلف شده در فوتبال قیاس کرد که حریف با تمام تلاش جبران مافات می نماید حال به هر شکلی که بشود ، شاید رسیدن صندوقهایی که هنوز نرسیده اند و غیره و غیره...

از زمان مشروطیت وضع به همین منوال بوده و خواهد بود حتی این وضعیت در سال ۷۶ نیز به وقوع پیوست اما آنزمان قاطعیت مردم و رای چند ده میلیونی آنها جا برای اجرای توطئه باقی نگذاشت و دور بعد هم باز آرای قاطع مردم باعث شد که جناح محافظه کار در پشت صحنه خود را آماده کند. با مجلس هفتم آرام آرام وضعیت تغییر کرد و کارشکنی های فراوان در ماههای آخر دولت خاتمی شدت گرفت.

این بار نیز مردم می بایست با شناخت و دید سیاسی قوی در انتخابات تصمیم گیری نمایند ، تحت تاثیر عوامل آشوبگر خارجی که آنها نیز سنگ خود را به سینه میزنند و وعده های پوچ قرار نگیرند و قاطعانه برای ادامه روند اصلاحات به شکل جدید و قوی تر از قبل به پای صندوق بروند اما بس افسوس این امر محقق نشد و فرصتی مناسب دست داد تا برخی جهت گیری ها سلامت انتخابات را هدف قرار دادند. واقعا هرکس مي تواند به روشني اثر اين دخالت سازماندهي شده را در نتيجه انتخابات ببيند هر چند این امر علیرغم تذکرات خاتمی و وزارت کشور باز هم به وقوع پیوست .

حال در این شرایط لازمه اثبات این مدعا که مردم باید سرنوشت خود را تعیین کنند این است که آگاهانه حداقل پس از این به اصطلاح آچمزی که اتفاق افتاد عمیقا و با تفکر ، آینده کشور را از خطر استبداد و نادیده گرفته شدن مسلم دموکراسی و حقوق اجتماعی ایرانیان برهانند.

یکی از کاندیدا ها که خود ، خود را معرفی کرد و اهداف و نظرات خود را به گونه ای بسیار واضح بیان کردکه در ذیل آمده است ( نقل از روزنامه شرق) http://www.sharghnewspaper.com/840331/html/online.htm#s246051

اما آن دیگری نیز خود دیرآشنا ست در کنار همه ایراداتی که بر او وارد است اما شخصیتی است با دید سیاسی باز و قدرتمند و بانفوذ که سابقه ۸ سال ریاست جمهوری او  موید این مطلب است. به عقیده یکی از وکلای دادگستری جريان اصلاحات در ايران يك خصلت عميق اجتماعى دارد و براى رشد و پيشرفت به دريچه هايى كه باعث تنفس شود نياز دارد. لذا هر گزينه اى كه منجر به بستن دريچه ها شود، گزينه مردودى است ولى حضور هاشمى رفسنجانى مى تواند دريچه ها را براى تنفس جريان اصلاحات باز كند. بايد به وی و استمرار جريان اصلاحات راى داد. به عقیده برخی صاحب نظران در صورتي که هاشمي با راي پايين در اين انتخابات راي بياورد، كار كردن با مجلس كه اكثريت آن به دست محافظه كاران است، كار بسيار مشكلي خواهد بود.

در این میان این ما هستیم که باید انتخاب نمائیم. امیدوارم واقعا با دلسوزی و احساس مسئولیت و تفکر بتوانیم انتخاب درستی داشته باشیم.