+ نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۸۴ ساعت ۱:۲۱ ق.ظ توسط ...!
|
تلخی لبخندم را بر من ایراد مکن غمناک تر از گریه آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند به خود بازم می نهند، میخندم
کارم از آن نیز گذشته است می خندم تلخ به آنجا ولی اینجا یار رفت غمخوار رفت و حرف عشق نیز به آرامی رفت از دفتر ما از قاموس ما از روز مرگی های ما حالا... اما می خندم تلخ می خندم باآه می خندم به لبخندی تلخ