گودال
گودالي است زندگي
كسي گفت گودال حامله مي زايد
مرا ميزايد
پيشتر گفته بود
سنگ در سراشيبي قل ميخورد
بالا نمي رود
گفت خواب ديده اي
نه
نه من خواب نديده ام
سالهاست نخوابيده ام
سالهاست براي پرده ي خانه ام
ميخواستم پنجره اي بخرم
اما من كه خانه اي ندارم
حرفي براي گفتن نيست
عكسي ننداخته ام
پس در قاب سفيدم سكوت مي كنم
زندگي گودالي است
در گودالي كه مرا مي زايد
قل مي خورم
بالا مي روم
اما همه چيز واررونه است
يك صعود واروونه
يا يك سقوط واروونه
چه فرقي دارد؟
سنگ بالا مي رود
من زاده شدم
عجيب گودالي است زندگي
...
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت ۷:۳۵ ب.ظ توسط ...!
|
تلخی لبخندم را