![]() |
![]() |
|
|
... من برای سایه ی خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است، باید خودم را بهش معرفی بکنم. بوف کور، صادق هدایت ... يك قطعه موسیقی روسی هست به اسم Ochi chyornye يا چشمان سياه، که به اون موسیقی ارتش سرخ هم گفتن، اين قطعه خيلي زيباست و پر شور، بخونين و از شنیدنش لذت ببرين : Очи чёрные, очи жгучие, Очи чёрные, очи пламенны Не встречал бы вас, не страдал бы так, چشمان سياه، چشمان سوزان چشمان زيبا و هراسناک شماها را عاشقم و هراسناک شما را در يك ساعت شوم ديده ام چشمان سياه، چشمان هيجان زده و شعله ور آنان مرا التماس كنان به جايي دور ميخوانند جايي كه عشق پادشاهي ميكند و صلح نيز جايي كه زجر ممنوع است، آنجا كه جنگ ممنوع است اگر نمي ديدمتان، تا اين حد زجر نمي كشيدم زندگيم را زندگي مي كردم با لبخند شما ويرانم كرديد، چشمان سياه شما شادمانیم را براي ابد از من ستانديد چشمان سياه، چشمان سوزان چشمان زيبا و هراسناک شماها را عاشقم و هراسناک شما را در يك ساعت شوم ديده ام ... Dark Eyes ( Russian : Очи чёрные, Ochi chyornye; English : Eyes of Black) is a Russian Folk Song. It gives its name to Nikita Mikhalkov's film Dark Eyes(1987).
|
|
+ اتفاق افتاد در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 2:57 قبل از ظهر به قلم ...! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره وبلاگ |
تلخی لبخندم را
بر من ایراد مکن غمناک تر از گریه آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند به خود بازم می نهند، میخندم کارم از آن نیز گذشته است می خندم تلخ به آنجا ولی اینجا یار رفت غمخوار رفت و حرف عشق نیز به آرامی رفت از دفتر ما از قاموس ما از روز مرگی های ما حالا... اما می خندم تلخ می خندم باآه می خندم به لبخندی تلخ |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر طنز سیاست جامعه شناختی فلسفه عکس |
|
RSS
|