![]() |
![]() |
|
من برنده ام ، چون می دانم بیشتر از هر کسی خودم می توانم به خودم کمک کنم. من برنده ام ، چون از بند دیروز می رهم و فردا را در امروز معنا می کنم. پس بگوئیم : من برنده ام ، چون اطمینان دارم که می دانم و می توانم. ... |
|
+ اتفاق افتاد در
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:22 قبل از ظهر به قلم ...! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره وبلاگ |
تلخی لبخندم را
بر من ایراد مکن غمناک تر از گریه آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند به خود بازم می نهند، میخندم کارم از آن نیز گذشته است می خندم تلخ به آنجا ولی اینجا یار رفت غمخوار رفت و حرف عشق نیز به آرامی رفت از دفتر ما از قاموس ما از روز مرگی های ما حالا... اما می خندم تلخ می خندم باآه می خندم به لبخندی تلخ |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر طنز سیاست جامعه شناختی فلسفه عکس |
|
RSS
|