![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ اتفاق افتاد در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 8:0 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
|
رهايم ساختي! ...
|
|
+ اتفاق افتاد در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 6:14 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
پرواز را دو بال لازم است... همان سان که زیستن را دو قلب...
|
|
+ اتفاق افتاد در
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:8 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
|
همیشه میگم ...
|
|
+ اتفاق افتاد در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 2:40 قبل از ظهر به قلم ...! |
|
|
آغاز , دوست داشتن است... ...
|
|
+ اتفاق افتاد در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 11:42 قبل از ظهر به قلم ...! |
|
|
+ اتفاق افتاد در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 6:14 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
یک اتفاق سالی دور جایی نزدیک پلاکی آشنا خلوتی شلوغ موسیقی لایت ... جمعی تنها گرداگرد میزها محدوده ی اسرار خوابگاه ناگفته ها قهوه ی فرانسه تنهایی های تنهایانی تنها در فراخنای مرغزار زمان آدمها و کتابها آدمها و عکسها آدمها و دود سیگارشان آدمها و آدمها آدمها و ... اتفاق نوشتن خلوتی برای تنهایانی که با هم اند خلوتی برای باهمانی که چه تنها یند او و من و آن دیگری سه پسر سه دوست و سه تنها محدوده ی کافه ی ۷۸ از ۷۸ تا ۸۵ و از ۸۵ تا کجا؟ و تا کجا ؟ برویم...
(تقدیم به کافه ی ۷۸ و حمید و نوید دوستان بسیار عزیزم)
|
|
+ اتفاق افتاد در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 3:46 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره وبلاگ |
تلخی لبخندم را
بر من ایراد مکن غمناک تر از گریه آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند به خود بازم می نهند، میخندم کارم از آن نیز گذشته است می خندم تلخ به آنجا ولی اینجا یار رفت غمخوار رفت و حرف عشق نیز به آرامی رفت از دفتر ما از قاموس ما از روز مرگی های ما حالا... اما می خندم تلخ می خندم باآه می خندم به لبخندی تلخ |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر طنز سیاست جامعه شناختی فلسفه عکس |
|
RSS
|