تبليغاتX
لبخندتلخ!
 

نرخ ريالي ديه شتر، گاو و گوسفند براي سال 85 كه از سوي وزير دادگستري به رئيس قوه قضاييه پيشنهاد شده بود امروز پس از تصويب به تمامي دادگاه‌هاي قضايي كشور ابلاغ شد.

جمال كريمي راد در گفت و گو با خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر و با بيان اين كه امسال قيمت ديه با توجه به تثبيت قيمت‌ها افزايش چشمگيري نداشته است،اظهار داشت:ديه هر انسان در سال جاري پس از پيشنهاد وزير دادگستري در جلسه عالي مسئولان قضايي و موافقت رئيس قوه قضاييه بر مبناي قيمت 100 نفر شتر 26 ميليون و 250 هزار تومان تعيين شد.
اين در حالي است كه قيمت 100 نفر شتر در سال گذشته 25 ميليون تعيين شده بود كه به گفته كريمي راد در مقايسه با سال 85 از كمترين رشد برخوردار بوده است.
وزير دادگستري همچنين افزود:ارزش ريالي ديه گاو براساس 200 رأس گاو كه در سال گذشته 35 ميليون تومان بود امسال 36 ميليون و 750 هزار تومان تعيين شده است.
كريمي راد تصريح كرد:براساس پيشنهاد وزير دادگستري و موافقت رئيس قوه قضاييه ارزش ريالي ديه گوسفند بر اساس يكهزار گوسفند كه در سال گذشته 40 ميليون تومان بود در سال 85 به ميزان 42 ميليون تومان رسيد.

منبع : http://www.baztab.com/news/37247.php

 

+ اتفاق افتاد در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 8:22 بعد از ظهر  به قلم ...! | 
صدای آب

وزش بادی ملایم

نسیمی خنک که مرگ برگ ها را در خزانی نزدیک یاد می آورد

برگ ها می افتند

بی صدا می میرند

تک به تک از شاخه فرو میریزند

از درختی کهنه

با سرودی غمگین

بی صدا چون خاموش

 دم فرومی غلطد

دانه ی برگی زرد

در صدای بی صدای مرگ برگ

در خروش آشنای باد و برگ

شادی نو عروسی را

در شادمانه رفتن برگی غمگین

به فریاد نشسته است

در همین نزدیکی

شمعدانی کوچکی از

باغچه ساده پیرزنی

خشک می افتد

پیرزن مرگ خزان آسا را

بر گلش میبیند

با نگاهی خسته

نوعروس آمد و در کنج درختان

دلشاد

برگ را به تماشا بنشست

وزش باد خزان

مرگ را با پیوند

و تولد با درد

به صدای وزش باد

سرودن بگرفت

باز پائیز است...

 

+ اتفاق افتاد در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 4:26 بعد از ظهر  به قلم ...! | 
 

کاش بچه می شدم
تا که ناگهان دمی
میشدم چو یک سبد گل امید
خنده میزدم
شاد میشدم
میشکفتم و پر از جوانه می شدم
در دمی به خواب میزدم
وز میان پلکهای خود
با همه سروصدای بچگی
نسترن به روی آب میزدم
در تمام سالهای زندگی
حسرت دقیقه ای ز کودکی
چون که عقده ای شگرف بر دل من است

کاش بچه میشدم
مثل سالهای دور
شاد و پرامید
صاف و بی ریا
چون گلی به دست باد
مثل چشمه ای زلال

کاش بچه میشدم
تا که باز بنگرم
از نگاه کودکانه ام به زندگی

کاش بچه میشدم
مثل بچه ها بهانه میگرفتم و
مثل کودکان قهر و آشتی
آشتی و قهر

زندگی چقدر بچگانه است
برای زندگی در این جهان
کاش بچه میشدم

...

+ اتفاق افتاد در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 5:14 بعد از ظهر  به قلم ...! | 

جامه دران آمدیم
جامه دریدیم و رفت
در طلب زندگی
هیچ ندیدیم و رفت
آه که از سوز دل
هشت گرو شد به هفت
بس که به سر شور بود
سخت ندیدیم و رفت
وای فسوس از زمان
شعله بیافروخت ، رفت
تجربه اندوختیم
کار نبستیم و رفت
حال دگر هیچ نیست
کار گذشت ، عمر رفت
دود بشد هر چه بود
نرم همه سوخت ، رفت
خنده کنم یا که اشک؟
سوخت همه سوخت رفت

...

 

+ اتفاق افتاد در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 2:10 قبل از ظهر  به قلم ...! | 
 

دوست بسیار بسیار بسیار عزیزم امید برام کامنتی گذاشت که با اجازش اینجا میذارم و ازش ممنونم:

عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی لاله اما بر چمن
عشق يعنی بی ستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی خلوت شبهای من
در همايون ناله و سودای من
عشق يعنی آن صدای بی صدا
صد سخن دارد وليکن بی صدا
عشق يعنی درد بی درمان ما
در عبادت غصه شد درمان ما
عشق يعنی يک قدم تا انتها
عشق يعنی ابتدا کو انتها

عشق يعنی قطعه شعری نا تمام
عشق يعنی بهترين حسن ختام

---

مرسی  امید جان

+ اتفاق افتاد در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 10:31 قبل از ظهر  به قلم ...! | 

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
بایگانی
درباره وبلاگ
تلخی لبخندم را
بر من ایراد مکن
غمناک تر از گریه
آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان
که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند
به خود بازم می نهند،
میخندم

کارم از آن نیز گذشته است
می خندم
تلخ
به آنجا
ولی اینجا
یار رفت
غمخوار رفت
و حرف عشق نیز به آرامی
رفت
از دفتر ما
از قاموس ما
از روز مرگی های ما
حالا...
اما می خندم
تلخ می خندم
باآه می خندم
به لبخندی تلخ

پیوندهای روزانه
انار
بدون عنوان
پوکر
کاوه ( نرم افزار )
بوفه گالری
پاگرد
کانون معلمان ایران
سخن ؛ تبلور اندیشه برتر
تلخ مثل عسل ( امیر )
کودکی
ایلیاد
سمفونی مردگان
غزل پست مدرن
خنده گری
زرتشت
دکتر رویا طلوعی - فعال جبش زنان
شاخنامه ی مجسمه ی فردوسی
کمد شیشه ای - مهدی
سبکی تحمل پذیر هستی
تلخ مثل عسل!
سوته دلان در دنیای بی رحم
قلبهای شکسته
وحشی آبی
شاه آمفاکتوس سوم!!!
آدم نمی شوم!
دیوار جیغ!!!!!!
امشاسپندان
بهار آسمان
David Lynch
آتشکده
تنهایی های یه دیوونه
آهنگسرا - فروشگاه اینترنتی آثار موسیقی
زمان بستن چمدان
فرهنگ و ادب
یه مخ کامپیوتر
معنی دوستت دارم
وبلاگ خانواده - علی
انجمن درمانگران ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
تیر 1381
آرشیو موضوعی
شعر
طنز
سیاست
جامعه شناختی
فلسفه
عکس
پیوندها
نقطه ته خط !!!!!!!!!!
الف.بامداد
استامینوفن
المرغ العربی
اتاق آبی من!
استاد بابک شهرکی
مرداب تنهایی !
یه کولی
تلخ مثل عسل!
وب سایت انجمن شعر نو
واحد فراهم آوری اعضای پیوندی
مثل آب برای شکلات
شب هاي سرد
شیوا - روایت یک خاموشی
گوباره (استاد هرندی)
حرف های تازه
تلخ و شیرین
سحر!
دختر پنهان!
رویش
شیرین غم!
مريم زنگنه
كلبه تنهايي
سهراب سپهری
کارتونهای نیک آهنگ
با آسمان با هم بباریم
نجواهای تنهایی





Powered by WebGozar

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان