![]() |
![]() |
|
|
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمانها باز خیالم چون کبوتر های وحشی می کند پرواز رود آنجا که می بافند کولی های جادو گیسوی شب را همانجا ها که شبها در رواق کهکشانها عود میسوزند همانجا ها که اخترها به بام قصرها مشعل میافروزند همانجا ها که رهبانان معبرهای ظلمت نیل می سایند همانجا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند همین فردای افسون ریز رویایی همین فردا که راه خواب من بسته است همین فردا که روی پرده پندار من پیداست همین فردا را که ما را روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازشهاست همین فردا همین فردا... ...من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد زمان در بستر شب خواب و بیدار است سیاهی تار میبندد چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است به هر سو چشم من رو میکند فردا است سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند قناری ها سرود صبح می خوانند... ...من آنجا چشم در راه توام ناگاه تو را از دور میبینم که می آیی تو را از دور میبینم که می خندی تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی ...نگاهم باز حیران تو خواهد ماند سراپا چشم خواهم شد تو را در بازوان خویش خواهم دید سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت برایت شعر خواهم خواند برایم شعر خواهی خواند تبسم های شیرین تو را با بوسه خواهم چید وگر بختم کند یاریَ در آغوش تو ... ... ... ... ... ... ... ای افسوس سیاهی تار میبندد چراغ ما لرزان از نسیم سرد پاییز است هوا آرام شب خاموش راه آسمانها از زمان در بستر شب خواب و بیدار است !
|
|
+ اتفاق افتاد در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 12:28 بعد از ظهر به قلم ...! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره وبلاگ |
تلخی لبخندم را
بر من ایراد مکن غمناک تر از گریه آنجا که وجدان های بی رونق و خاموش قاضیان که تنها تصویری از دغدغه ی عدالت بر آن کشیده اند به خود بازم می نهند، میخندم کارم از آن نیز گذشته است می خندم تلخ به آنجا ولی اینجا یار رفت غمخوار رفت و حرف عشق نیز به آرامی رفت از دفتر ما از قاموس ما از روز مرگی های ما حالا... اما می خندم تلخ می خندم باآه می خندم به لبخندی تلخ |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر طنز سیاست جامعه شناختی فلسفه عکس |
|
RSS
|